پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٠ - شرح و تفسير خواب آشفته مىبينى!
امام عليه السلام در پايان اين تشبيهات مىفرمايد: «گرچه تو آن شخص نيستى (كه چنين خواب آشفتهاى ديده باشد و سرگردان شده) بلكه او شبيه به توست!»؛
(وَلَسْتَ بِهِ، غَيْرَ أَنَّهُ بِكَ شَبِيهٌ)
. اين تعبير لطيفى است كه امام بيان فرموده؛ به جاى اينكه بگويد تو شبيه چنين شخصى هستى مىفرمايد: او شبيه به توست. اشاره به اينكه تو در اين گمراهى و سرگردانى و خيالات خام اصل و اساس محسوب مىشوى و گمراهان شبيه تواند.
راستى عجيب است كه شخصى مانند معاويه انتظار خلافت و جانشينى پيغمبر را داشته باشد؛ او تعلق به گروهى دارد كه پيامبر تا آخر عمرش با آنها مبارزه كرد و از آخرين كسانى بود كه ظاهرا ايمان آورد. آيا كسانى كه تا آخرين نفس در صف دشمنان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله بودهاند سزاوار است بعد از پيروزى رسول خدا صلى الله عليه و آله و تحكيم پايههاى حكومت اسلامى بخواهند بر جاى او بنشينند و به نام او حكومت كنند؟ كدام عاقل چنين چيزى را مىپسندد؟ ولى با نهايت تأسف در صدر اسلام و بعد از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و شهادت على عليه السلام چنين امرى رخ داد و اين نبود مگر به خاطر سستى و ناآگاهى جمعى از مسلمين آن زمان.
به گفته ابن ابىالحديد آيا تعجبآور نيست كسى كه از طلقا و آزاد شدگان در فتح مكه است و اگر ايمان آورده باشد در آخرين خط قرار دارد، هرگاه در مجلسى وارد شود كه بزرگان مهاجران و انصار در آنجا حضور داشته باشند بخواهد همه را عقب بزند و در بالاى مجلس- بالاتر از همه- بنشيند؟ [١]
سپس در بخش ديگرى امام او را شديدا تهديد مىكند و مىفرمايد: «به خدا سوگند اگر نبود علاقه به باقىماندن (مؤمنان پاكدل و آثار اسلام و نتيجه زحمات پيغمبر اكرم) ضربههاى كوبندهاى از من به تو مىرسيد كه استخوانت را خُرد
[١]. شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحديد، ج ١٨، ص ٦٤