پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٨٩
زشت يا زيبا باشد . آيا اگر اتاق فكر و انديشه انسان آلوده شود ، جاى شرمندگى ندارد ؟ اين گونه نيست كه فقط فعل قبيح ، آلاينده باشد . فكر قبيح نيز آلاينده است . حضرت عيسى عليه السلاممى فرمايد :
.إنَّ موسى نَبِىَّ اللّه ِ أمَرَكُم أن لا تَزنوا وأنَا آمُرُكم أن لا تُحَدِّثوا أنفُسَكُم بِالزِّنا فَضلاً عَن أن تَزنوا ، فَإِنَّ مَن حَدَّثَ نَفسَهُ بِالزِّنا كانَ كَمَن أوقَدَ في بَيتٍ مُزَوَّقٍ فَأَفسَدَ التَّزاويقَ الدُّخانُ وإن لَم يَحتَرِقِ البَيتُ . [١]
.موسى ، پيامبر خدا ، به شما امر كرد كه زنا نكنيد و من به شما امر مى كنم كه فكر زنا هم نكنيد تا چه رسد كه آن را مرتكب شويد ، زيرا كسى كه فكر زنا بكند ، همانند كسى است كه در خانه زيبا و آراسته اى آتش بيفروزد . دود ، زيبايى خانه را از بين مى برد ، هر چند آن را به آتش نكشد .
از اين روايت به خوبى روشن مى شود كه فكر آلوده ، خانه انديشه را مى آلايد . نمى توان دو نفر را كه يكى به گناه مى انديشد و ديگرى يا به گناه نمى انديشد و يا بلكه به عبادت مى انديشد ، يكسان دانست . آن كه به عبادت و بندگى مى انديشد ، خانه انديشه اش آراسته و نورانى است ، و كسى كه نه به گناه مى انديشد و نه به عبادت ، خانه انديشه اش سالم ، امّا ساده و معمولى است . و امّا كسى كه به گناه مى انديشد ، خانه انديشه اش آلوده است و از دود گناه ، سياه و تار . بدون شك ، روان اين افراد را نمى توان در يك سطح دانست . [٢] از آنچه گفتيم ، روشن شد كه آلودگى روان ، يك واقعيت است ؛ امّا پرسشْ اين است كه : اين واقعيت ، چه وقت مى تواند شرم برانگيز باشد و چه هنگام ، روانْ آلوده ها شرم خواهند كرد ؟ پاسخ ، اين است كه شرمگين شدن در اين فرض ، بسته به ويژگى هاى فرد دارد . كسى كه محرّك حياى او مردم يا فرشتگان باشند ، ممكن است شرمگين نشود ؛ چرا كه مردم از باطن افراد ، بى خبرند و
[١] الكافى ، ج ٥ ، ص ٥٤٢ ؛ بحار الأنوار ، ج ١٤ ، ص ٣٣١ .[٢] اين تفاوت مى تواند موضوع بررسى روان شناختى و ميدانى قرار گيرد .[٣] ر . ك : بخش اوّل ، فصل سوم : ناظرها و انواع نظارت / فرشتگان .