پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٨
نعمت هاى وعده داده شده به ميان آمده است . خودتنظيمى از نوع اوّل را مى توان تنظيم از نوع «بردگى» [١] ناميد و خودتنظيمى از نوع دوم را تنظيم از نوع «سوداگرى» . [٢] نوع ديگرى از خودتنظيمى است كه نه بر پايه ترس است و نه بر پايه طمع ؛ بلكه بر پايه كرامت نفس و تكريم و تجليل خداوند و رعايت حرمت اوست . اين خودتنظيمى ، «حيا» نام دارد . در اين نوع از مديريت نفس ، هم محبّت وجود دارد ، و هم احترام و تكريم ، و هم كرامت نفس ؛ و لذا برتر از دو نوع ديگر است . در حيا ، فرد از اسارت طمع و ترس ، رهاست و لذا مى توان آن را تنظيم از نوع «آزادگى» [٣] ناميد . در اين جا يك چيزْ مهم است و آن ، رعايت جلالت و عظمت و حرمت فرد ناظر است . در تاريخ آمده كه امام على عليه السلامبه جهت جلالت مقام رسول خدا ، از ايشان حيا مى كرد . [٤] پس حيا ، يعنى رعايت جلال و حرمت فرد ناظر . در مقابل ، بى حيايى ، يعنى شكستن حرمت ناظر . به همين جهت ، در برخى روايات آمده كه شرم نكردن از خدا ، يعنى خوار دانستن او . [٥] خلاصه سخنْ اين كه : حيا ، صفتى است بر مبناى تكريم و احترام كه بر ديگر محرّك هاى خودتنظيمى (از قبيل ترس و طمع) برترى دارد . حيا ، تربيت بدون ترس و طمع است و اين ، مرهون «وجود نظارت» ، «درك نظارت موجود» و «تكريم ناظر» است .
[١] امام صادق عليه السلاممى فرمايد : «قوم عبدوا اللّه عزوجل خوفا فتلك عبادة العبيد ؛ گروهى خداوند عزوجل را به خاطر ترس عبادت مى كنند كه اين ، عبادت بردگان است» . (الكافى ، ج ٢ ، ص ٨٤ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٠ ، ص ٢٥)[٢] امام صادق عليه السلام مى فرمايد : «قوم عبدوا اللّه ـ تبارك وتعالى ـ لطلب الثواب ، فتلك عبادة الاُجراء ؛ گروهى خداوند تبارك و تعالى را به خاطر كسب پاداش ، عبادت مى كنند كه اين ، عبادت مزدوران است» . (همان جا)[٣] ر . ك : الكافى ، ج ٢ ، ص ٨٤ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٠ ، ص ٢٥٥ .[٤] ر . ك : شرح الأخبار ، ج ٢ ، ص ٣٥٥ .[٥] ر . ك : الكافى ، ج ٢ ، ص ٦٨ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٨ ، ص ٩٢ .