پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٣٥
پرداخته اند كه خداوند ، مايه اُنس انسان در خلوت هاست . [١] مهمْ اين است كه اين واقعيت ، شناخته شده و درك شود . امام صادق عليه السلاممى فرمايد :
.إنَّ مَعرِفَةَ اللّه ِ ـ عَزَّ و جَلَّ ـ آنِسٌ مِن كُلِّ وَحشَةٍ وصاحِبٌ مِن كُلِّ وَحدَةٍ . [٢]
.شناخت خداوند ، مايه اُنس [انسان] در بى كسى ها و همراه [انسان] در تنهايى هاست .
وجود خداوند ، كفايت نمى كند ؛ بلكه شناخت خداوند است كه كارساز است . بنا بر اين ، خداشناسى ، مهم ترين عامل براى تبديل خلوت به محضر خداوند است . تصوّر ما از خداوند ، تصوّر خاصّى است . معمولاً قبول داريم كه خدايى هست و از همه چيز خبر دارد ؛ امّا او را «حاضر» نمى دانيم . فكر مى كنيم كه در پس پرده هايى قرار دارد و احتمالاً در بالاى آسمان هاى هفتگانه است و فرشتگانى هستند كه گزارش كارهاى ما را به او مى رسانند و در قيامت است كه با او رو به رو مى شويم و ... ! همه اينها را مى توان در يك تعبير خلاصه كرد و آن ، تعبير «خداوند غايب» است . اين ، تصويرى است كه غالبا از خداوند در ذهن ما وجود دارد . «وجود» خدا را قبول داريم ؛ امّا «حضور» او را باور نداريم . او را بيشتر غايب مى دانيم تا حاضر . [٣] ابن ابى العَوْجا ، خدمت امام صادق عليه السلامرسيد و پرسش هايى درباره مسائل اعتقادى مطرح كرد و از آن جا كه حضرت ، صحبت از خدا مى كرد ، او به ايشان گفت : «خدا را ياد كردى و ما را به چيزى كه غايب است حواله كردى !» .
[١] «أنت موضع اُنسي في الخلوة ؛ تو در خلوت ها ، جايگاه اُنس من هستى» ( بحار الأنوار ، ج ٩٤ ، ص ١٥٧ ) . «سيدى أنت ... أنيسى فى كلّ خلوة و وحدة ؛ سرور من ! تويى مونس من در هر تنهايى و بى كسى» ( بحار الأنوار ، ج ٩٤ ، ص ١٤٩ ) . «اللهم إنك آنس الآنسين لأودّائك ؛ بارالها تو بهترين مونس براى دوستانت هستى» ( الصحيفة السجادية ، ج ٢ ، ص ٥٧٨ ) .[٢] الكافى ، ج ٨ ، ص ٢٤٧ .[٣] اين مسئله مى تواند محور يك پژوهش ميدانى در موضوع «تصوير از خدا» قرار گيرد .