پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٥٠
يا بى حيا باشد . رسانه اى را مى توان مطابق معيار حيا دانست كه به تبليغ آنچه قبيح و نارواست ، نپردازد . ممكن است آنچه قبيح و ناروا خوانده مى شود ، واقعيت داشته باشد و گفته شود كار رسانه نيز منعكس كردن واقعيت هاست ؛ ولى بايد توجّه داشت كه هر واقعيتى ، الزاما مطابق حيا و شرم نيست . بنا بر اين ، پيام باحيا ، پيامى است كه به نمايان سازى آنچه قبيح و ناروا شمرده مى شود ، نپردازد . به بيان ديگر ، رسانه را مى توان به يك انسان تشبيه كرد و پيام هاى آن را به رفتارها و كردارهاى وى . همان گونه كه نمايان سازى كارهاى نابه هنجار ، براى انسانْ شرم آور است ، يك رسانه نيز اگر آنچه بيان مى كند و يا به نمايش مى گذارد ، قبيح و ناروا باشد ، شرم آور خواهد بود و همان گونه كه آن انسان را نمى توان باحيا ناميد ، اين رسانه را نيز نمى تواند باحيا ناميد . رسانه اى كه آنچه توليد كرده و به نمايش مى گذارد ، پيام هاى زشت و ناروا باشد ، رسانه اى بى حياست و رسانه اى كه از توليد و نمايان سازى آنچه قبيح است ، پرهيز كند و به تبليغ نيكى ها بپردازد ، رسانه اى باحياست . امروز ، «سكس» و «خشونت» ، عناصر اصلى پيام هاى رسانه اى ، بخصوص رسانه هاى تصويرى را تشكيل مى دهند . شايد مسئله خشونت و بى رحمى ، ارتباط چندانى با موضوع بحث ما نداشته باشد ، به خلاف مسئله سكس و شهوت ، كه ارتباط مستقيم دارد . اغلب فيلم هاى توليدى در جهان ، رگه هايى از سكس دارند و بسيارى از آنها به سكس ، اختصاص دارند . بسيارى از مجلّه ها نيز در اين زمينه توليد مى شوند و اغلب آنها رگه هايى از سكس دارند . موسيقى هايى نيز كه توليد مى شوند ، از اين قاعده خارج نيستند . به طور كلّى ، مى توان فرهنگ رسانه اىِ امروز را فرهنگ عريانى و برهنگى دانست كه زشت ترين صحنه ها و شنيع ترين حالت ها را به تصوير كشيده ، به نمايش مى گذارد .