پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٢٨
به بيان ديگر ، كم رويى ريشه در ضعف دارد و عجز و ناتوانى ، منشأ خسارت هاى بسيار است . على عليه السلامسخنان حكيمانه اى در اين باره دارد . ايشان در جايى از عجز (ناتوانى) به عنوان آفت حيا ياد مى كند [١] و از آن به عنوان عامل تضييع (تباه شدن) و فوت (از دست رفتن) خواسته ها نام مى برد [٢] و در سخن ديگرى ، آن را خوارى مى شمارد [٣] و لذا از آن به عنوان «بدترين مَركب» ياد مى كند . [٤] حال اگر حيا بر مَركب ضعف و ناتوانى بنشيند ، رهاوردى جز ضايع شدن سرمايه ها و به دست نياوردن خواسته ها و در يك كلام ، پيامدى جز محروميت نخواهد داشت .
درمان كم رويى
در درمان كم رويى ، از امور زير مى توان استفاده كرد : ١ . اگر كم رويى ريشه در ضعف دارد ، بهترين راه درمان آن ، برطرف كردن آن ناتوانى است . بدين منظور ، بايد از روش هاى تقويت كننده جرئت ، استفاده كرد . يكى از اين روش ها ، كوچك كردن مسئله است . اين امر مى تواند به فرد كمك كند تا توان خود را متناسب با موضوع بداند و لذا از انجام دادن آن ، احساس ناتوانى نكند . روش ديگر ، مواجه شدن با موضوع است . فرد كم رو به جهت ضعفى كه دارد ، از انجام دادن آن كار در هراس است و يكى از راه هاى رفع ترس ، مواجه شدن با موضوع ترس است . امام على عليه السلاممى فرمايد :
[١] «العجز آفة ؛ ناتوانى آفت است» . (دستور معالم الحكم ، ص ١٩)[٢] «العجز سبب التضييع ؛ ناتوانى ، سبب از بين رفتن است» (غررالحكم ودررالكلم ، ح ٤١٦) . «العجز اضاعة ؛ ناتوانى ، تباه كردن است» (همان ، ح ١١٨) . «العجز مضيعة ؛ ناتوانى تباه كننده است» (همان ، ح ١٧٠) . «ثمرة العجز فوت المطلب ؛ ميوه ناتوانى ، از دست رفتن موضوع است» (همان ، ح ٤٥٩٧)[٣] «العجز مهانة ؛ ناتوانى ، خوارى است» . (الخصال ، ج ٢ ، ص ٥٠٦)[٤] «العجز شر مطية ؛ ناتوانى ، بدترين مَركب است» . (غررالحكم ودررالكلم ، ح ٦٥٥)