پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٤٤
گونه كه پيش از اين گفتيم ، در شهر حيا ، حرمت ، احترام و ادب ، حاكم است و اين ، ظاهر رفتارها را تحت تأثير خود قرار مى دهد . امام على عليه السلام فرموده است كه حياى انسان ها سبب مى شود به گونه اى با هم برخورد نكنند كه موجبات ناخرسندى يكديگر را فراهم كنند . [١] در شهر حيا ، چشم ها به يكديگر خيره نمى شوند و با بغض و كينه و بى شرمى به يكديگر نگاه نمى كنند ؛ بلكه با مهربانى و ملاطفت به يكديگر مى نگرند و چه بسا هنگام سخن گفتن ، سر به زير اندازند ، همان گونه كه رسول خدا چنين مى كرد . [٢] يا تصوّر كنيد بناست به كسى كه نيازمند است ، كمك شود . شهروند باحيايى همچون سيد الشهدا ، بدون اين كه چشم در چشمِ فرد نيازمند بيندازد ، از پشت در به وى كمك مى كند تا سرافكندگى درخواست را در وى نبيند . [٣] نمونه هايى از اين دست ، بسيار است . به طور كلّى ، وقار و لطافت و نرمى ، ويژگى ظاهرى رفتارهاى محترمانه و مؤدّبانه اى است كه از حيا الهام گرفته است و برعكس ، وقاحت ، خشونت و تندى ، ويژه رفتارهاى بى شرمانه است . بنا بر اين ، در شهر حيا ، شاهد نمايش رفتارهاى لطيف ، زيبا و محترمانه اى هستيم كه دنيايى از وقار و شرم را در خود دارند .
حيا و پرده پوشى
در شهر حيا ، صحنه علنى جامعه ، عارى از هر گونه زشتى و آلودگى است . شهروندان شهر حيا ، حرمت چشم هاى يكديگر را نگه مى دارند و از خلق رفتارهاى نازيبا در منظر يكديگر ، خوددارى مى كنند . اگر لغزش و اشتباهى
[١] امام على عليه السلام : «من كمال المرء المؤمن تركه ما لايجمل به ومن حيائه أن لايلقى أحدا بما تكره ؛ از كمال مرد مؤمن ، اين است كه آنچه را نازيبا است ، ترك كند و از حياى او اين است كه با هيچ كس آن گونه برخورد نمى كند كه او را ناخرسند سازد» . (أعلام الدين ، ص ١٢٧ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٨ ، ص ٨٠ ، ح ٦٦)[٢] امام صادق عليه السلام : كان النبى صلى الله عليه و آله : غض طرفه عن الناس حياءً حين كلموه ؛ همواره رسول خدا هنگام سخن گفتن مردم با ايشان ، صورت خود را از سر شرم به زير مى انداخت» . (الكافى ، ج ٥ ، ص ٥٦٥ ، ح ٤١) .[٣] مناقب ابن شهر آشوب ، ج ٤ ، ص ٦٥ .