پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٨٦
.حيا بر دو قِسم است : يك قسم آن ، ضعف و ناتوانى است و قِسم ديگر آن ، توانايى و اسلام و ايمان است .
در اين روايت از ريشه هاى روان شناختى اين دو قِسم (يعنى ضعف و قوّت نفس ) براى ناميدن آنها استفاده شده است . مراد از حياى ناتوانى ، حياى كم رويى است و مراد از حياى توانايى ، حيايى است كه مورد تأييد دين است و به مقتضاى ايمان ، صورت مى گيرد . همچنين در روايت ديگرى آمده است :
.الحَياءُ حَيائانِ : حَياءُ عَقلٍ و حَياءُ حُمقٍ . [١]
.حيا دو گونه است : حياى خِرد و حياى حماقت .
مراد از حياى خِرد ، همان حياى معروف است و مراد از حياى حماقت ، كم رويى است . از آن جا كه عقل ، ريشه حياى مثبت است ، آن را حياى خِرد ناميده اند و از آن جا كه حماقت ، ريشه كم رويى است ، آن را حياى حماقت ناميده اند . در ادامه روايت ياد شده ، آمده است :
.فَحَياءُ العَقلِ هُوَ العِلمُ و حَياءُ الحُمقِ هُوَ الجَهلُ . [٢]
.حياى عقل ، همان علم است و حياى حماقت ، همان جهالت .
بنا بر اين ، از حياى مثبت با تعبيرهايى چون : قوّت ، عقل ، علم ، اسلام و ايمان ياد شده است و از حياى منفى با تعبيرهايى چون : ضعف ، حماقت و جهالت . [٣]
ملاك دوم
ملاك تقسيم دوم ، اين است كه آيا حيا پيش از عمل قبيح (نابه هنجار) ، رخ داده
[١] الكافى ، ج ٢ ، ص ١٠٦ ؛ تحف العقول ، ص ٤٥ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧١ ، ص ٣٣١ .[٢] همان .[٣] تبيين چگونگى ارتباط مفاهيم هر دو قِسم ، از مباحث مهمّى است كه مى تواند روشنگر حقايق بيشترى باشد و از اين رو ، اين موضوع ، خود ، نيازمند پژوهشى مستقل است .