پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٦٥
اعضاى گروه ، بازدارنده و شرم انگيز نباشد . اعضاى يك باند خلافكار ، به راحتى در حضور يكديگر به خلاف مورد قبول گروه مى پردازند و هيچ شرمى از يكديگر ندارند . البته اين ، اختصاص به گروه هاى ضدّ اخلاقى ندارد . گروه هاى ارزشى نيز تابع همين قاعده اند . مثلاً يك فرد مذهبى در ميان هم مسلكان خود ، به راحتى اعمال مذهبى را انجام مى دهد ؛ ولى همين شخص ، ممكن است در يك جمع غير مذهبى از به جا آوردن اعمال مذهبى خود ، خجالت بكشد . اكنون بحث درا ين نيست كه اين كار ، درست است يا نادرست . اين را در جاى خود ، بحث خواهيم كرد ؛ [١] بلكه بحث بر سر اين نكته است كه هر حضور فيزيكى اى نمى تواند تأثيرگذار و شرم برانگيز باشد . براى اعضاى يك گروه اجتماعى ، چشم هاى درونْ گروهى ، مانع و شرم برانگيز نيستند ؛ امّا چشم هاى خارجِ گروه ، مى توانند چنين تأثيرى داشته باشند . از اين جا مى توان فهميد كه يك نظارت ، وقتى شرم برانگيز است كه فعل مورد نظر ، از ديد ناظر هم نابه هنجار باشد . اگر كارى از ديد ناظر ، داراى نابه هنجارى نباشد ، نظارت وى محرّك حيا نخواهد بود . به هر حال ، يكى از لايه هاى نظارت ، نظارت مردم است .
٢ . خود
خويشتن انسان ، ناظر ديگرى است . اين ناظر ، جداى از وجود انسان و ماهيت او نيست . گاهى تصوّر مى شود كه خارج شدن از قلمرو ديد ديگران يا خارج كردن ديگران از قلمرو خصوصى خود ، به معناى ختم نظارت است . غافل از اين كه در وجود انسان ، ناظرى وجود دارد كه هيچ گاه از وى جدا نمى شود و هيچ عملى از وى مخفى نمى ماند . اين ناظر كيست ؟ آيا همان نفس لوّامه
[١] ر . ك : بخش دوم ، فصل اوّل : حيا و خلوت .[٢] ر . ك : بخش دوم ، فصل دوم : حيا و گم نامى .[٣] ر . ك : بخش سوم : كم رويى .