پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٨١
.امام على عليه السلاممى فرمايد : إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله رَأى قَوما يَغتَسِلونَ عُراةً لَيسَ عَلَيهِم إزارٌ ، فَوَقَفَ فَنادى بِأَعلى صَوتِهِ : مالَكُم لاتَرجونَ للّه ِِ وَقارا ؟
.پيامبر صلى الله عليه و آله گروهى را ديد كه برهنه استحمام مى كردند ، بدون اين كه لُنگى بسته باشند . به همين جهت ، ايستاد و با صدايى رسا فرمود : «چرا براى خدا تعظيمى قائل نمى شويد ؟» . [١]
در جاهليت ، چيزى به نام حمّام وجود نداشته است و هنگام فتح روم و ايران ، مردم حجاز با پديده اى به نام حمّام آشنا شدند . رسول خدا ، اين موضوع را پيش بينى كرده بود و به مردم توصيه مى كرد كه هنگام استحمام ، حتما از لُنگ استفاده كنند . [٢] اين احتمال وجود دارد كه در فرهنگ عمومى روم ، در حمّام ، چيزى به عنوان پوشش وجود نداشته است . اگر وجود مى داشت ، نيازى به بيان اين نكته نمى بود . وقتى پديده اى وارد يك فرهنگ مى شود ، فرهنگ مخصوص خود را هم به همراه مى آورد . اگر مردم اين منطقه از پوشش مخصوص حمّام هاى عمومى استفاده مى كردند ، احتمالاً مورد تقليد مردم حجاز نيز قرار مى گرفت ؛ ولى ظاهرا چون چنين فرهنگى وجود نداشته است ، رسول خدا خواسته تا از اين پديده مثبت ، آفت زدايى كرده ، آن را با فرهنگ اسلامى آميخته سازد . شاهد اين ادّعا كه احتمالاً در روم ، حمّام رفتن با فرهنگ برهنگى همراه بوده است ، اين كه در موارد متعدّدى در احاديث ، اين گونه حمّام كردن ، مورد نكوهش واقع شده و تعبيرهايى همچون : «بئس البيت (چه بدجايى است)» و «شرّ البيت (بدترين جا)» ، درباره آن وارد شده است . [٣]
[١] المصنَّف ، عبدالرّزاق ، ج ١ ، ص ٢٨٦ (ح ١١٠٢) ؛ الدرّ المنثور ، ج ٦ ، ص ٢٦٨ .[٢] سنن ابن ماجة ، ج ٢ ، ص ١٢٣٣ (ح ٣٧٤٨) ؛ سنن أبى داوود ، ج ٢ ، ص ٤٣٦ (ح ٤٠١١) ؛ الجامع الصغير ، ج ١ ، ص ٥١٣ ، (ح ٣٣٤٠) ؛ كنز العمّال ، ج ٩ ، ص ٣٨٩ (ح ٢٦٦٢٠) .[٣] ر . ك : كنزالعمّال ، ح ٢٦٦١٥ ـ ٢٦٦٢٠ .