پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٦٤
همشاگردى ، همسر ، همسفر ، همشهرى ، همكار و ... . اگر نقشه اى از زندگى هر انسانى رسم شود ، مى توان پراكندگى حضور ديگران را در جنبه هاى مختلف زندگى وى مشخّص ساخت . البته در نقشه هر نفر ، قطعا نقاطى وجود خواهند داشت كه هيچ حضورى از مردم در آن جا ديده نمى شود . اين نقاط را مى توان نقاط كور نظارت انسانى ناميد . نكته مهم ، اين كه وقتى صحبت از حضور و نظارت انسانى مى شود ، مراد ، حضور و نظارت بازدارنده و تأثيرگذار است . هر حضور و نظارتى محرّك حيا نمى شود . ممكن است در حضور كسى ، فرد يا افرادى وجود داشته باشند ؛ ولى هيچ شرمى را برنينگيزد . گروهى كه اهل كار خلاف اند ، بدون شك ، در مكانى دور از چشم ديگران به خلاف مى پردازند ؛ امّا آنها خود ، گروهى را تشكيل مى دهند كه اعضاى آن از يكديگر شرم نمى كنند [١] و يا كسى كه به شهر ديگرى مسافرت مى كند ، ممكن است كارهايى را انجام دهد كه در شهر خود ، انجام نمى داده است . در اين جا هر چند انسان ها حضور دارند ، امّا حضور و نظارت آنان ، تأثير بازدارنده و تنظيم كننده رفتار ندارد ، هر چند بى تأثير هم نيست . [٢] بنا بر اين ، مراد از حضور و نظارت ، حضور فيزيكى نيست . انسان ها همه در يك سطح نيستند . حضور برخى افراد ، هيچ تأثيرى ندارد و حضور برخى ، بى تأثير نيست و حضور بعضى ، كاملاً مؤثّر است . گروه اوّل ، كسانى اند كه خود ، اهل خلاف هستند . كسى كه اهل خلاف باشد و به اين كار ، شناخته شده باشد ، وجودش و حضورش هيچ شرمى را براى خلافكاران برنمى انگيزد . همين كه حاضران ، مرام واحدى داشته باشند ، شرم از ميان مى رود . به بيان ديگر ، وحدت مرام و عقيده ، سبب مى شود كه حضور و نظارت
[١] ر . ك : بخش دوم ، فصل اوّل : حيا و خلوت .[٢] ر . ك : بخش دوم ، فصل دوم : حيا و گم نامى .