پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٥٣
سخنى را گفت و سپس متوجه شد كه نبايد اين سخن را بر زبان جارى مى ساخته، اين سخن در نزد شنونده ، «امانت» است [١] و نبايد در امانت ، خيانت كرد . اگر خبرنگارى در اين موقعيت قرار گيرد ، چه خواهد كرد ؟! در اسلام ، اسرار مردم ، امانت دانسته شده است و حتّى آنچه را هم كه فرد ، مايل به افشاى آن نيست ، امانت مى داند . رسول خدا مى فرمايد : هر كس سخنى بگويد كه دوست ندارد فاش شود ، امانت به شمار مى رود ، حتّى اگر صاحب خبر ، آن را كتمان نكرده باشد . [٢] در حديث ديگرى ، آن حضرت ، همه مجلس ها را امانت دانسته و فرموده است : براى هيچ مؤمنى جايز نيست كه كار نارواى مؤمن ديگر را از پرده ، بيرون اندازد . [٣] رسول خدا ، در حديث ديگرى مجلس ها را امانت هاى خدايى دانسته و افشاى آنچه را كه مايه ناخرسندى ديگرى است ، جايز ندانسته است . [٤] بنا بر اين ، پديده افشاگرى و رسواسازى ، كارى است برخلاف آموزه هاى دين و فرهنگ حيا . رسانه دينى اى كه از ويژگى حيا برخوردار است ، حرمت و آبروى افراد را حفظ مى كند و آنان را رسوا و بى آبرو نمى سازد ؛ امّا رسانه هاى بيگانه از فرهنگ حيا ، از فاش كردن اسرار مردم و پى بردن به اسرار و رسوا كردن آنان ، لذّت مى برند .
[١] رسول خدا فرمود : «إذا حدّث الرجل بالحديث ثمّ التفت فهى أمانة ؛ هر گاه كسى سخنى بگويد و سپس متوجه شود ، سخن او امانت است» . (سنن ابى داوود ، ج ٢ ، ص ٦٨٤ ، ح ٤٨٦٨ ؛ سنن الترمذى ، ج ٤ ، ص ٣٠١ ، ح ١٩٥٩)[٢] رسول خدا فرمود : «من حدث حديثا لايحب أن يغشى عليه فهو أمانة وإن لم يكتمه صاحبه ؛ اگر كسى سخنى گويد و دوست نداشته باشد كه پراكنده شود ، سخن او امانت است ، هر چند گوينده ، آن را كتمان نكرده باشد» . (كنزالعمّال ، ج ٩ ، ص ١٤٣ ، ح ٢٥٤٢٩)[٣] «المجالس أمانة ولا يحل لمؤمن أن يرفع على مؤمن قبيحا ؛ جلسه ها امانت اند و جايز نيست كه مؤمن ، كار قبيح مؤمن ديگرى را آشكار كند» . (كنزالعمّال ، ج ٩ ، ص ١٤٣ ، ح ٢٥٤٣١)[٤] «إنّما يتجالس المتجالسان بأمانة اللّه فلا يحل لأحدهما أن يغشي على صاحبه ما يكره ؛ همنشين ها به امانت الهى در جلسه ها مى نشينند . از اين رو براى يكى از آن دو جايز نيست كه عليه همنشين خود چيزى را منتشر سازد كه او از آن ناخرسند مى گردد» . (كنزالعمّال ، ج ٩ ، ص ١٤٣ ، ح ٢٥٤٣٣)