پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٦
حيا در منظر لغت شناسان
اوّلين گام در مفهوم شناسى حيا ، آگاهى از ديدگاه لغت شناسان است . مطالعه ديدگاه لغت شناسان در تعريف حيا ، نشان مى دهد كه تقريبا همه آنان در يك مسير حركت كرده و تعريف هاى نزديك به هم ارائه كرده اند . در اين تعريف ها چند محور به چشم مى خورد . در برخى تعريف ها به امورى مثل دگرگون شدن حال و به وجود آمدن حالت انكسار و شكستگى روانى ـ كه در اثر مواجهه با امرى نكوهيده حاصل مى شود ـ اشاره شده است : حيا ، عبارت است از دگرگونى حال و انكسارى كه به جهت ترس از آنچه عيبْ شمرده و نكوهش مى شود ، حاصل مى گردد . [١] و برخى ديگر ، حيا را به «انقباض النفس (گرفتگى نَفْس)» تعريف كرده اند . مثلاً راغب اصفهانى مى گويد : حيا ، انقباض نفس از زشتى ها و ترك آن به همين جهت (زشت بودن) است . [٢] طُرَيحى نيز مى گويد : حيا ، عبارت است از انقباض (گرفتگى) و انزوا (دورى گزينى) از كار زشت ، به جهت ترس از مذمّت مردم . [٣] ابن منظور نيز حيا و حشمت را مترادف دانسته [٤] و آن را به «انقباض» معنا مى كند و در تبيين واژه حشمت ، به يكى از مصداق هاى آن اشاره كرده ، مى گويد : حشمت ، يعنى انقباض از برادرت هنگام غذا خوردن و حاجت خواستن . [٥] ابن اثير نيز «احتشام» را به «انقباض» تفسير كرده است . [٦] در گام سوم ، ابن اثير ، ضمن برابر دانستن حشمت و حيا ، حشمت را به
[١] مجمع البحرين ، ج ١ ، ص ٤٨٢ .[٢] مفردات ألفاظ القرآن الكريم ، ص ٢٧٠ .[٣] مجمع البحرين ، ج ١ ، ص ٦١١ .[٤] لسان العرب ، ج ١٤ ، ص ٢١٧ .[٥] همان ، ج ١٢ ، ص ١٣٥ (ماده «حشم») .[٦] النهاية ، ج ١ ، ص ٣٩١ .