پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٨٥
گاهى نيز فعل نيك به وسيله فرهنگ جامعه مشخّص مى شود . در هر فرهنگى ، يك مجموعه امور به عنوان كارهاى مطلوب و مورد پسند ، شناخته مى شوند . اين كار كه در خارج از قلمرو تعاليم دين انجام مى شود ، در همه فرهنگ ها يكسان نخواهد بود .
نقش ارزيابى در كم رويى (انحراف حيا)
حيا ، هنگام مواجهه با يك فعل قبيح ، فراخوانى مى شود . در قبيح شمرده شدن فعلى كه موضوع شرم قرار مى گيرد ، واقعيت خارجى و ماهيت آن مهم نيست ؛ بلكه تصوّر فرد از آن فعل ، تأثيرگذار است . اين جاست كه مسئله «ارزيابى موقعيت» ، نقش مهمّى پيدا مى كند . ارزيابى ، در واقع ، كليد فعّال كردن حياست ، هر چند اين ارزيابى گاهى مطابق واقع است و گاهى نيست . اگر مطابق واقع باشد ، حيا در جاى خود برانگيخته شده است و اگر مطابق واقع نباشد ، موجب انحراف و اشتباه در كاربرد حيا مى گردد . كم رويى ، سبب ترك كارهايى مى شود كه يا ارزشمندند و يا دستِ كم ، بد نيستند ؛ ولى اگر از ترك كنندگان بپرسيد كه چرا چنين كردند ، مى گويند : «زشت است . خجالت كشيديم !» . آنان ، كارى را كه از انجام دادن آن ، سر باز زده اند ، زشت مى دانند و معلوم است كه در اين صورت ، انجام دادن كار قبيح براى آنان ، شرم آور خواهد بود . اگر از اين افراد پرسيده شود كه چرا اين كار زشت است و زشتى آن در چيست ، شايد نتوانند پاسخ درستى بدهند . برخى افراد ، وقتى به وسيله اين گونه پرسش ها به چالش كشيده شوند ، شايد تازه متوجّه شوند كه دليلى بر زشت بودن آن ندارند و زشت دانستن آن كار ، بى دليل بوده است . مثلاً كسى كه در جمعى خاص نماز نمى خواند و يا حجاب خود را رعايت نمى كند ، ممكن است ناخودآگاه ، آن را قبيح بداند ؛ امّا اگر پرسيده شود كه : «چرا خجالت مى كشى ؟ مگر خواندن نماز و رعايت حجاب ، شرم آورند ؟» ، دليل قانع كننده اى