پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٦١
كه : نيمى از عقل ، حمل بر صحّت كردن است و نيمى ديگر ، تغافل ورزيدن . {-١-}
د) احساس مسئوليت كردن
همچنين مدير باحيا ، احساس مسئوليت دارد و حتّى به خاطر قصورها و خطاهاى ناخواسته ، از افراد زير دست خود ، شرم مى كند . حضرت يونس عليه السلامپس از خارج شدن از شكم نهنگ ، به خاطر ترك اوُلايى كه انجام داده بود ، از روبه رو شدن با مردم ، شرم مى كرد . [٢] حضرت على عليه السلام بار آن همسر شهيد را بر دوش مى كشد و درون منزل وى به بازى كردن با فرزندان او سرگرم مى شود ، و وقتى آن زن مى فهمد كه او كيست ، سراسيمه به سمت حضرت مى رود و مى گويد : «واى بر بى شرمى من نسبت تو ، اى امير مؤمنان !» ، حضرت در پاسخ وى مى فرمايد :
.بَل واحَياي مِنكِ يا أمَةَ اللّه ِ في ما قَصَّرتُ في أمرِكِ . [٣]
.بلكه واى بر بى حيايى من از تو ـ اى بنده خداـ ، به خاطر كوتاهى اى كه در حقّ تو كرده ام .
اين ، نمونه اى از حياى مدير و حياى افراد تحت مديريت وى است . مدير يك جامعه در برابر احتمال كوتاهى ناخواسته ، شرمگين است و يكى از آحاد جامعه نيز از اين كه احساس مى كند نسبت به مدير خود ، بى حرمتى كرده ، شرمگين است . اين رابطه ، بهترين الگوى ارتباط ميان مديران و افراد تحت مديريت آنان است . در اين الگو ، مدير ، به خود ، اجازه كوتاهى كردن نمى دهد و از مردم و كارمندان و ارباب رجوع ، شرم دارد و اين ، اولاً رابطه اى بر پايه احترام و تكريم را طرّاحى مى كند ، نه ارعاب و تطميع ؛ ثانيا ارائه خدمت را محور امور قرار مى دهد و بساط كوتاهى و بى توجهى را از ساحت مديريت ، برمى چيند و در
[١] غررالحكم و دررالكلم ، ح ٢٣٧٨ .[٢] بحار الأنوار ، ج ١٤ ، ص ٣٨٣ .[٣] مناقب ابن شهر آشوب ، ج ١ ، ص ٣٨٢ ؛ بحار الأنوار ، ج ٤١ ، ص ٥٢ .