پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٨٨
نمى شود . آنچه اين حضور را به عاملى براى كم رويى تبديل مى كند ، ضعف و ناتوانى فرد در تحمّل فشار روانى حاضران و مخالفت هاى آنان است . وقتى يك انسان ضعيف النفس در برابر ديدگان سرزنشگر مخالفان قرار گيرد و توان مقاومت در برابر آن را نداشته باشد ، كم رويى به وجود مى آيد و فرد را از انجام دادن كار ، باز مى دارد . نكته ديگر ، اين كه هميشه اين گونه نيست كه حضور مخالفان ، موجب بروز حالت كم رويى شود . ممكن است كسى با انجام شدن كارى مخالف باشد ؛ امّا هيچ فشارى بر فرد مقابل به خاطر انجام دادن آن كار ، وارد نسازد و او را در انجام دادن آن ، آزاد بگذارد . مثلاً اگر كسى كه مُلحد است و هيچ اعتقادى به عبادت ندارد ، كسانى را كه موحّدند ، به سبب اعمالشان تحت فشار قرار ندهد و سرزنش نكند ، در اين صورت ، احتمالاً حضور چنين فردى ، حتّى براى انسان هاى ضعيف النفس ، موجب بروز كم رويى نمى گردد و يا احتمال آن را به شدّت ، كاهش مى دهد . البته در اين فرض ، لازم است فرد از اين خصلت مخالف خود ، آگاه باشد . نكته ديگر ، اين كه در فرض كم رويى ، دو گونه ناظر ممكن است وجود داشته باشد : يكى ناظرى كه كارهاى مثبت را قبيح مى داند و ديگران را به خاطر انجام دادن آن ، مستحقّ سرزنش مى داند . در چنين حالتى ، فرد كم رو از انجام دادن كارى كه به نظر ناظر ، قبيح است ، خوددارى مى كند ، هر چند شايد در واقع ، قبيح نباشد و خود او نيز به قبيح بودن آن اعتقادى نداشته باشد . امّا گونه دوم ناظر ، اين است كه كار نيك ، با ارزش هاى فرد ناظر ، همسان باشد ؛ امّا فرد كم رو تصوّر مى كند كه انجام دادن اين كار در حضور چنين كسى قبيح است و لذا آن را ترك مى كند . گاهى ناظران ، كارى را قبيح مى دانند و يا فرد ، تصوّر مى كند كه آن را قبيح مى دانند ، و گاهى فرد ، تصوّر مى كند انجام دادن اين