پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٥٤
پروفسور اِلى گينزبرگ از دانشگاه كلمبيا و متخصّص تحرّك نيروى انسانى مى گويد : چيزى نخواهد گذشت كه همگى ما در اين كشور به صورت افراد يك كلان شهر درمى آييم ، بدون پيوند و دلبستگى و آرزوى ديدار دوستان و همسايگان قديم . [١] تافلر با تأكيد بر اين كه هر نقل مكانى روابط دوستانه را به صورت مرگبارى فرسوده مى كند ، [٢] به بررسى پيامد اين از هم گسيختگى پرداخته ، مى گويد : همين گسيختن روابط ، چنانچه چند بار در زندگى تكرار شود ، باعث از بين رفتن تعهّد مى گردد . وى همچنين تصريح مى كند : كسى كه پيوسته در حركت است ، معمولاً آن قدر شتابزده است كه امكان ريشه دوانيدن در محلّى را پيدا نمى كند . [٣] در اين جملات ، به خوبى روشن است كه مهاجرت ها سبب از بين رفتن روابط قديمى مى شود و امكان برقرارى ارتباط جديد را به حدّاقل ، كاهش مى دهد كه پيامد آن ، از بين رفتن تعهّد خواهد بود و در چنين شرايطى ، طبيعى است كه حيا و شرم ، شكل نخواهد گرفت . البته مهاجرت ، اقسامى دارد كه يكى از آنها مهاجرت هاى علمى است . اين بخش از مهاجرت ، در كشور ما مخصوص دانشجويان و طلاّبى است كه معمولاً براى كسب دانش به ديگر شهرها مسافرت مى كنند . با گسترش دانشگاه ها ، روند اين گونه مهاجرت ها افزايش چشمگيرى پيدا كرده است . نوع رفتار اين افراد در شهر خود با شهر محلّ تحصيل ، متفاوت است . [٤] ناشناخته بودن آنان در محيط
[١] همان ، ص ١٠٧ .[٢] همان ، ص ١٠٦ .[٣] همان ، ص ٩٠ .[٤] اين موضوع مى تواند در كشور ما نيز مورد پژوهش هاى ميدانى قرار گيرد .