پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٢٤
شيوه دفاعى و ايمن بخشى كه ممكن است برخى زنان در اين مورد به كار برند ، تغيير دادن صداست كه ويژگى تحريك كنندگى آن را مى زدايد . آنچه تاكنون بيان كرديم ، مربوط به توليد صداست و گفتيم كه نوع كلمات و آهنگ كلمات زن ، ممكن است تحريك كننده باشد . لذا جامعه باحيا ، جامعه اى است كه از توليد چنين صوت هايى پرهيز مى كند . پخش چنين صداهايى نيز تابع همين اصل است . در حاكميت حيا بر جامعه ، آوازها و موسيقى هاى تحريك كننده ، پخش نمى شوند و شاهد پخش آنها در مغازه ها ، وسايل نقليه عمومى و خصوصى ، منازل و ... نيستيم . به بيان ديگر ، در جامعه اى كه با معيارهاى حيا هماهنگ است ، سيستم توليد و پخش صوت ، پاك و عارى از آلودگى است . مورد ديگر از قبيح شرعى در قلمرو صوت ، هتك آبروى ديگران به وسيله زبان است . آبروى افراد ، همه هويت و حيثيت اجتماعى آنان است . بدون حرمت و آبرو ، اعتبار و اعتماد اجتماعى وجود نخواهد داشت و مسلّم است كه در اين صورت ، آسيب بزرگى به جامعه وارد مى شود . اگر به هر دليلى آبروى افرادْ ريخته شود و حرمت آنان شكسته شود ، و اگر حرمت شكنى به يك سنّت تبديل شود ، اعتماد اجتماعى رخت بر مى بندد و هيچ رابطه اى شكل نمى گيرد و هيچ سنگى روى سنگ ، بند نمى شود . به همين جهت ، حرمت مؤمن ، از حرمت خانه خدا بيشتر است [١] و حرمت شكنى از قبيح ترينِ كارها شمرده شده است . [٢] و گاهى به وسيله فحّاشى و ناسزا گويى . [٣] همه اينها نابه هنجارى هاى قلمرو صوت اند . اين گونه نابه هنجارى ها ، موجب آلودگى فضاى صوتى جامعه مى شوند . در حاكميت فرهنگ حيا ، دروغ بر زبان جارى نمى شود ؛ اسرار افراد ، افشا نمى شود ؛ آبروى انسان ها مورد تعرّض قرار نمى گيرد ؛ كسى مسخره نمى شود ؛ افراد با نام ها و لقب هاى زشت ، صدا زده نمى شوند و به كسى تهمت زده نمى شود ؛ بلكه زشتى هاى افراد ، پرده پوشى مى شود ؛ از آنان به نيكى ياد مى شود ؛ و ... . زدوده شدن آن زشتى ها و به وجود آمدن اين زيبايى ها ، پيامد پرورش يافتگى زبان به وسيله شرم و حياست . ذهنى كه پرورش يافته مكتب حيا باشد ، هرگز زشتى هايى را كه نام برده شد ، توليد نمى كند و به زبان نمى آورد و يك انسان كريم و باحيا ، هرگز دهان و زبان خود را به آن ها آلوده نمى سازد و اين عار و ننگ را براى خود نمى خرد .
[١] رسول خدا فرموده است : «مرحبا بالبيت ! ما أعظمك وأعظم حرمتك على اللّه ، واللّه للمؤمن أعظم حرمة منك ؛ آفرين بر خانه خدا ! چه قدر بزرگى و چه قدر حرمت تو نزد خدا بزرگ است ! به خدا سوگند ، حرمت مؤمن از حرمت تو بيشتر است» . (ر . ك : المعجم الكبير ، ج ١١ ، ص ٣١ ، ح ١٠٩٦٦ ؛ مشكاة الأنوار ، ص ١٤٩ ؛ الخصال ، ص ٢٧ ، ح ٩٤ و ٩٥ ؛ بحار الأنوار ، ج ٦٤ ، ص ٧١)[٢] امام على عليه السلام مى فرمايد : «لا قحة كالبهت ؛ هيچ كار زشتى به زشتى دروغگويى نيست» . (عيون الحكم والمواعظ ، ص ٥٣٦)حرمت شكنى ممكن است به وسيله بيان واقعيت ها باشد كه غيبت و افشاى {*} اسرار ناميده مى شود و ممكن است خلاف واقع باشد ، كه دروغ و تهمت و افترا ناميده مى شود . گاهى نيز به وسيله تمسخر و استهزا