پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٧٧
.... بدون ترديد ، انسان بدى بود .
همين پديده تصوير ذهنى از حيا را مى توان در دو مقوله «رفتار» و «شخصيت» انسانِ باحيا نيز مطرح كرد . رفتارها نيز در ذهن بيننده ، تصويرى از خود برجاى مى گذارند . البته مراد از اين تصوير ، تصوير فيزيكى (مادّى) رفتار نيست ؛ بلكه تصويرى ارزشى است كه بر اساس ارزيابى ما از آن رفتار ، شكل مى گيرد . بدون شك ، ارزيابى ما از رفتار يك فرد شايسته با رفتار يك فرد فاسق ، يكسان نيست . لذا تصوير ذهنى آن نيز يكسان نخواهد بود . شخصيت فرد نيز مى تواند تابع اين قانون باشد . هر چند شخصيت ، عنصرى غيرمادّى و غير قابل رؤيت و داراى اجزاى مختلفى است ، امّا برآيند آن ، تصويرى را در ذهن به وجود مى آورد . تصوير ذهنى ما از شخصيت هر فرد ، با شخصيت ديگرى متفاوت است . اساسا به تعداد انسان ها ، مى تواند تصوير ذهنى وجود داشته باشد ؛ زيرا ظاهرا نمى توان دو نفر را يافت كه شخصيت و رفتار يكسانى داشته باشند . [١] بر اساس آنچه گفتيم ، اگر بخواهيم يك تصوير ذهنى از شخصيت انسانِ باحيا و رفتار انسان باحيا داشته باشيم ، چه چيزى به ذهن خواهد رسيد ؟ البته پيش از اين ، درباره تصوير ذهنى از اصل حيا سخن گفتيم . اكنون سخن در اين است كه تصوير ذهنىِ رفتارى كه ويژگى را شرم دارد و شخصيتى كه ويژگى شرم را دارد ، چيست ؟ متونى كه حيا را لباس و پوشش دانسته اند ، پاسخ اين پرسش را داده اند . براساس اين متون ، حيا لباسى است بر قامت عريان يك شى ء . به همين جهت ،
[١] شايد بتوان گامى به جلو برداشت و گفت : اين سخن با آن اصل كه مى گويد هر رفتار انسان ، يك ماهيت برزخى دارد و شخصيت هر فرد ، داراى يك ماهيت برزخى است ، نزديكى دارد . مثلاً تصوير ما از حرامخوارى با تصوير ما از حلالخوارى متفاوت است . بر اساس آيات و روايات ، حرامخوارى ماهيتى آتشين و دوزخين دارد ؛ امّا حلالخوارى ، ماهيتى پاك و بهشتى .