پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٦٨
پاكى دست ، افتخار است ؛ بسنده كردن به روزى حلال ، افتخار است ؛ نظم و انضباط ، افتخار است و ... نكته ديگر ، اين كه حاكميت فرهنگ حيا ، به سالم سازى روابط ميان افراد ، منجر مى شود . موفّقيت يك سازمان و يك مجموعه ، بستگى زيادى به سلامت رابطه ميان افراد دارد . در حاكميت فرهنگ حيا ، افراد براى يكديگر حرمت و احترام قائل اند و آبروى همكاران را آبروى خويش مى پندارند و به همين جهت ، از عيبجويى پرهيز مى كنند و از فاش كردن اسرار يكديگر ، خوددارى مى كنند و به توجيه يا تطهير رفتار ديگران مى پردازند . در اين فرهنگ ، بزرگ نمايى خطاها و سخن چينى و خراب كردن ديگران ، وجود ندارد . گاهى برخى افراد ، لغزش ها و اشتباه هاى ديگرى را شماره كرده ، به ياد مى سپارند تا روزى از آنها عليه او استفاده كنند . اين حالت ، در احاديث ، نزديك ترين مرحله به كفر دانسته شده است . [١] برخى افراد ، عيوب پوشيده ديگران را از پرده بيرون مى اندازند و برخى عيوب آشكار را در ميان ديگران ، اشاعه مى دهند و برخى لغزش ها را به رُخ مى كشند . اينها همه ، موجب از ميان رفتن پرده حجب و حيا مى شود و در نقطه مقابلِ حيا و شرم قرار دارد ؛ امّا اگر حيا حاكميت داشته باشد ، عيب هاى پنهان ، پيجويى نمى شوند و عيوب آشكار ، اشاعه داده نمى شوند و اشتباهات رخ داده ، به رُخ فرد ، كشيده نمى شوند ؛ بلكه توجيه شده ، حمل بر صحّت مى گردند . همچنين نسبت به آنچه آشكار شده ، تغافل مى شود . در حقيقت ، پرده هاى موجود ، دريده نمى شوند و براى كارهاى عريان شده ، پرده سازى مى شود .
[١] از امام باقر و امام صادق عليهماالسلام نقل شده است : «أقرب مايكون العبد إلى الكفر أن يؤاخى الرجل على الدين فيحصى عليه عثراته وزلاته ليعنفه بها يوما مّا ؛ نزديك ترين حالت بنده به كفر ، آن است كه با كسى پيوندى بر مبناى دين برقرار سازد و لغزش ها و اشتباه هاى او را شماره كند تا روزى بدان وسيله وى را زمين زند» (الكافى ، ج ٢ ، ص ٣٥٤ ، ح ١ ؛ معانى الأخبار ، ص ٣٩٤ ، ح ٣٩٤ ؛ الأمالى ، مفيد ، ص ٢٣ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٥ ، ص ٢١٧) .