پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٤٦
در دل بيابانْ تنهاست و همچنين در تنهايى هاى خود ، اهل تضرّع نسبت به خداوند است . [١] خلوت با خداوند ، نشانه عشق است . لذا خداوند به موسى بن عمران عليه السلاممى فرمايد : اى پسر عمران ! دروغ مى گويد كسى كه مى پندارد مرا دوست دارد ، ولى هنگام شب مى خوابد و با من نيست . آيا هر حبيبى خلوت كردن با دوست خود را دوست نمى دارد ؟! [٢] در «حديث معراج» ، خداوند متعال ، حلاوت خلوت با خود را وصف ناشدنى دانسته [٣] و شايد به همين جهت بوده كه رسول خدا ، خلوت كردن را دوست مى داشته است . [٤] امير مؤمنان نيز اهل خلوت بوده و براى اين كار به منطقه «غَرىّ» مى رفته است . [٥] بنا بر اين ، اگر خلوت را نقطه آسيب پذير مى دانيم ، نه براى همه افراد است و نه براى هر نوع خلوتى . خلوتى كه از خدا و همراه با گناه باشد ، آسيب زاست و خلوتى كه با خدا باشد ، مايه رشد و تعالى است .
[١] بحار الأنوار، ج ١٢ ، ص ٢٨.[٢] الأمالى ، صدوق ، ص ٤٣٨ ، ح ١ ؛ روضة الواعظين ، ص ٣٢٩ ؛ بحار الأنوار ، ج ١٣ ، ص ٣٢٩ .[٣] بحار الأنوار ، ج ٧٧ ، ص ٢٢ .[٤] شرح الأخبار ، ج ١ ، ص ١٨٤ ؛ بحار الأنوار ، ج ١٦ ، ص ٤١ .[٥] ارشاد القلوب ، ديلمى ، ص ٤٤٠ ؛ بحار الأنوار ، ج ١٠٠ ، ص ٢٣٣ .