پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٦٢
حسينيه ها و هيئت هاى مذهبى و ... نقش تعيين كننده دارند . اين مكان ها در حقيقت ، پايگاه هاى برقرارى پيوند و ارتباط ميان آحاد متفرّق جامعه اند ؛ پيوندى عاطفى كه رنگى دينى دارد و در سايه معنويتْ حاصل شده است . اين نوع پيوند ، هم موجب استحكام پيوندهاست ، و هم كاركردهاى بازدارى آن را بيشتر مى سازد ، و همه اينها در سايه اجتماعات دينى و در مكان هايى همچون مسجد ، حاصل مى شود . اتّفاقا وقتى با اين بخش از الگوى شهرنشينى اسلامى مواجه شديم ، بار ديگر به روايات حيا مراجعه كرديم و در كمال شگفتى مشاهده كرديم كه در ميان روايات مربوط به حيا ، حديثى آمده كه رابطه ميان حيا و مسجد را بيان كرده است . اين حديث ، نشان مى دهد كه گسترش مساجد در شهرهاى اسلامى و گسترش فرهنگ مسجد رفتن ، عامل مهمّى در برانگيختن حياست . مسجد رفتن و شركت در اجتماعات دينى ، قلمرو آشنايى افراد را گسترش داده ، دايره گم نامى آنان را كاهش مى دهد . هر چه يك شهروند مسلمان بيشتر در اجتماعات شركت كند و حضور بيشترى يابد و با ديگر برادران ايمانى خود ، پيوند بيشترى برقرار سازد ، در حقيقت ، قلمرو شناخته شدن خود را افزايش داده است . امام على عليه السلامدرباره ثمره رفت و آمد به مساجد ، همواره مى فرمود :
.مَنِ اختَلَفَ إلَى المَساجِدِ أصابَ إحدَى الثَّمانِ : أخا مُستَفادا فِي اللّه ِ ـ عَزَّوجَلَّ ـ ، أو عِلما مُستَطرِفا ، أو آيَةً مُحكَمَةً ، أو رَحمَةً مُنتَظِرَةً ، أو كَلِمَةً تَرُدُّهُ عَن رَدًى ، أو يَسمَعُ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلى هُدًى ، أو يَترُكُ ذَنبا خَشيَةً أو حَياءً .
.هر كه به مساجدْ رفت و آمد داشته باشد ، يكى از اين هشت چيز را به دست مى آورد : برادرى كه در راه خدا سودرسان باشد ، يا دانش گلچين شده ، يا نشانه اى محكم و استوار ، يا رحمت منتظره ، يا سخنى مى شنود كه او را به هدايتْ رهنمايى مى كند ، و يا گناهى را از سرِ ترس يا شرم ، ترك مى كند . [١]
[١] كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ١ ، ص ٢٣٧ ، ح ٧١٣ ؛ الخصال ، ص ٤١٠ ؛ الأمالى ، صدوق ، ص ٤٧٤ ، ح ١٦ ؛ بحار الأنوار ، ج ٨٣ ، ص ٣٥١ .