پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٧٠
واقعيتْ اين است كه معمارى ، بسيارى از رفتارهاى ما را جهت دهى مى كند . تا پيش از آن كه بنايى ساخته شود ، بنا ، اسير انسان است و پس از ساخت ، انسان ، اسير بناست ؛ زيرا تا پيش از ساخت ، مى توان به بنا گفت كه چگونه باشد ؛ امّا پس از ساخت ، اين بناست كه به ما مى گويد چگونه بايد باشيم . پيش از ساخت ، ما به آن شكل مى دهيم و پس از ساخت ، بنا ، رفتار ما را شكل مى دهد . به همين جهت ، اگر در مرحله طرّاحى ، براساس فرهنگ خودى و بومى نقشه اى را طرّاحى كنيم ، ميان فرهنگ ما و فرهنگى كه ساختمان بر ما تحميل مى كند ، تناقضى پيش نخواهد آمد ؛ امّا اگر بنا بر اساس فرهنگ بيگانه و غير خودى ساخته شود ، ميان فرهنگ فرد و فرهنگ ساختمان ، تناقض پيش خواهد آمد . اين تناقض ، شايد در آغاز ، مشكل ساز باشد و رنگ و بوى ستيز دهد ؛ امّا به مرور زمان ، از فرهنگ فرد ، حسّاسيت زدايى شده ، فرهنگ ساختمان چيره مى گردد . اين تغييرات ، آن قدر آرام و خزنده اند كه شايد هيچ توجّهى را برنينگيزند ؛ امّا پس از گذشت زمان ، با مقايسه اين دو دوره مى توان تغييرات را درك كرد . اين تغيير ، نخست در حوزه رفتار صورت مى گيرد و سپس ، تغيير رفتار ، موجب تغيير فرهنگ مى شود . حيا ، يكى از بارزترين شاخصه هاى فرهنگ اسلامى است و معمارى اسلامى ، معمارى اى است كه با اين شاخصه هماهنگى داشته باشد . اساسا در فرهنگ قرآن ، از خانه به عنوان «سِتر (پوشش)» ياد شده است . در داستان ذو القرنين آمده است كه وقتى او به مشرق زمين رسيد ، با مردمى روبه رو شد كه هيچ پوششى در برابر آفتاب نداشتند . [١] آنان از صنعت ساخت و ساز [٢] و دانش
[١] «حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْـلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْـلُعُ عَلَى قَوْمٍ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتْرًا» . (كهف ، آيه ٩٠) [٢] امام صادق عليه السلام در تفسير آيه ياد شده مى فرمايد : «لم يعلموا صنعة البناء ؛ صنعت ساخت را نمى دانستند» . (المحاسن ، ج ٢ ، ص ٦١٠ ؛ بحار الأنوار ، ج ١٢ ، ص ١٨٣)