پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٩٦
روبه روى پدر و همسر خود قرار گرفت ، رسول خدا ، پارچه را از صورت عروس بر گرفت و على عليه السلام وى را مشاهده كرد . هر چند اين كار ، ممكن است در لحظه نخست ، فشار شديدى را بر زن وارد كند ، امّا به مرور ، عادى مى شود . اقدام دوم رسول خدا اين بود كه دست دختر خود را گرفت و در دست على عليه السلام گذاشت . اين كار ، حيا را بيشتر كنار مى زند . پسر و دخترى كه نمونه كامل حيا و شرم هستند و هيچ رابطه اى تاكنون با يكديگر نداشته اند ، اكنون ، دست در دست يكديگر دارند . اوّلين ارتباطى كه ممكن است ميان دختر و پسر برقرار شود ، يك ارتباط ذهنى ، فكرى و عاطفى است كه از هنگام خواستگارى شروع مى شود . پس از آن ، ارتباط ديدارى و شنيدارى است و در مرحله سوم ، دست در دست يكديگر گذاشتن است كه نوعى تماس بدنى است . در هر يك از اين مرحله ها ، حيايى كه مانع برقرارى ارتباط همسرى است ، آرام آرام ، برداشته مى شود . جالبْ اين جاست كه عمليات كاهش حيا ميان عروس و داماد نيز بى شرمانه نيست . ممكن است پرده هاى حيا برداشته شوند ؛ امّا با بى شرمى همراه باشد . اين كار ، مى تواند ضربات جبران ناپذيرى به حياى ميان همسران وارد سازد و آنان را به وادى بى شرمى و حرمت شكنى بكشاند . لذا بسيار مهم است كه اين كار ، همراه با شرم صورت پذيرد . درست است كه هدف ، برداشتن حياست ؛ امّا اين گونه عمليات ، خود نبايد بى شرمانه باشد . به هر حال ، دست عروس و داماد در دست يكديگر گذاشته شد و جالبْ اين كه اين كار ، در حضور ديگر زنان نيز بوده است . هر چند در اين وضعيت نيز فشار زيادى بر شرم عروس و داماد ، بخصوص عروس وارد مى شود ، امّا شرم انگيزتر از اين وضعيت ، تنها شدن آنها با يكديگر است . براى آنان بسيار سخت است كه در حضور ديگران به اتاق خود بروند . باقى ماندن نزد ديگران براى آنان ، راحت تر از چنين كارى است . رسول خدا ، در حالى كه دست آن دو را در دست يكديگر قرار