پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٤٦
وحدت نابه هنجارى عرفى قائل شد ، چه وحدت در طول زمان و چه وحدت در عرض زمان . هر رفتارى در هر فرهنگى معناى خاصّى دارد . يكى از پژوهشگران در اين زمينه مى گويد : در برخى فرهنگ ها انتظار مى رود كسانى كه عزيزى را از دست داده اند ، با گريه و مويه ، بازگشت او را آرزو كنند . در برخى ديگر ، انتظار مى رود افراد داغديده برقصند ، آواز بخوانند و شادى كنند . در اروپا [ و برخى كشورهاى شرقى و كشورهاى اسلامى] ، وقتى دو مرد در خيابان به هم مى رسند ، ممكن است يكديگر را در آغوش بگيرند و ببوسند ؛ امّا در امريكا چنين رفتارى ناپسند است . [١] اين امر مى تواند منشأ سوء تفاهم شود . وقتى كسى از جغرافياى فرهنگى خود ، وارد جغرافياى فرهنگى ديگرى مى شود ، ممكن است شاهد رفتارهايى باشد كه از نظر او شرم آور است و ممكن است رفتارهايى از او سر بزند كه از نظر فرهنگ ميزبان ، شرم آور باشد . مثلاً در برخى فرهنگ ها ، تعارف زياد ، نشانه دوستى و ميهمان نوازى است ؛ امّا همين رفتار در برخى فرهنگ هاى ديگر ، نشانه ناراحتى ميزبان از حضور ميهمان ، ارزيابى مى شود . به همين جهت ، اگر شخصى داراى فرهنگ اوّل ، ميهمان كسى شود كه داراى فرهنگ دوم است و با چنين رفتارى از سوى ميزبان خود مواجه شود ، آن را شرم آور و گستاخانه تلقى خواهد كرد . بنا بر اين ، بهتر است در تعامل ميان فرهنگ ها ، به اين امور توجّه شود و هر يك از طرفين ، در ارزيابى رفتار ديگرى شتاب نكند و احتمال دهد كه ممكن است چنين رفتارى در فرهنگ طرف مقابل ، عادى بوده ، مطابق عرف جامعه خود او باشد .
[١] زمينه روان شناسى هيلگارد ، ج ١ ، ص ٧٣٥ .