پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٤٩
امام صادق عليه السلام نيز به همين آيه استناد كرده و از مردم خواسته كه بر كار حرام ، اصرار نكنند . آن گاه در تفسير آيه فرموده كه اين آيه ، مربوط به كسانى است كه وقتى متوجّه اشتباه خود مى شوند ، استغفار نموده ، آن را تكرار نمى كنند . [١] امّا كسانى كه از انجام دادن كار ناشايست ، احساس پشيمانى نكرده ، استغفار نمى كنند ، بلكه آن كار را تكرار مى كنند ، در زمره افراد بى حيا هستند . امام على عليه السلامدرباره رابطه اصرار بر گناه با بى حيايى فرموده است :
.مَن أصَرَّ عَلى ذَنبِهِ اجتَرى عَلى سَخَطِ رَبِّهِ . [٢]
.هر كه اصرار بر گناه كند ، بر كسب غضب پروردگارش گستاخ شده است .
امام باقر عليه السلام ، اصرار به گناه را در اين مى داند كه فرد ، پس از ارتكاب گناه ، استغفار نكرده ، نفس خود را به توبه وا ندارد . [٣] در چنين وضعيتى ، «تكرار» گناه رخ مى دهد . به همين جهت ، رسول خدا ، اصرار بر گناه را بدتر از خود گناه مى داند . [٤] در اين جا مهمْ اين نيست كه گناه ، كوچك باشد يا بزرگ . خطاى كوچك ، اگر همراه با اصرار و تكرار باشد ، نشانه بى حيايى است ؛ ولى اگر خطاى بزرگ ، تكرار نشده ، با استغفار همراه گردد ، نشانه بى حيايى نخواهد بود . [٥] لذا رسول خدا فرموده است :
[١] الكافى ، ج ٨ ، ص ١٠ .[٢] غررالحكم ودررالكلم ، ح ٨٧٦٤ .[٣] امام باقر عليه السلام مى فرمايد : «الإصرار هو أن يذنب الذنب فلا يستغفر اللّه ولا يحدّث نفسه بالتوبة ، فذلك الإصرار ؛ اصرار ، آن است كه كسى گناه را انجام دهد ، ولى استغفار نكند و به خود نگويد كه بايد توبه كند پس اين ، اصرار ورزيدن است» . (الكافى ، ج ٢ ، ص ٢٨٨ ؛ تفسير العياشى ، ج ١ ، ص ١٩٨)[٤] «أربعة فى الذنب شرّ من الذنب : الاستحقار ، والافتخار ، والاستبشار والإصرار ؛ چهار چيز در گناه است كه از خودِ گناه ، بدتر است : كوچك شمردن ، افتخار كردن ، بشارت خواستن و اصرار ورزيدن» . (مستدرك الوسائل ، ج ١١ ، ص ٣٤٩ ، ح ١٣٢٢٢)[٥] رسول خدا صلى الله عليه و آله : «ليس كبيرة بكبيرة مع الاستغفار ولا صغيرة بصغيرة مع الإصرار ؛ هيچ گناه كبيره اى با استغفار كردن ، بزرگ نيست و هيچ گناه صغيره اى با اصرار ورزيدن ، كوچك نيست» . مسند الشهاب ، ج٢ ، ص ٢٠٤ ، ح ٧٥٢ ؛ الجامع الصغير ، ج ٢ ، ص ٥٠٤ ، ح ٧٩٧٠ ؛ الكافى ، ج ٢ ، ص ٢٨٨)