پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٩
استفاده شده است . انزجار (بيزارى) ، غير از انقباض است و نشان مى دهد كه از ديدگاه اين تعريف ، حيا ، همراه با انزجار و نفرت از موضوع حيا نيز هست . ٣ . حيا ، نورى است كه جوهرش صدر ايمان است و تفسيرش توقّف در هر چيزى كه مخالف توحيد و معرفت باشد . [١] در اين تعريف ، فقط به جنبه بازدارندگى حيا اشاره شده و از بيان حالت هاى روانى آن و همچنين ويژگى هاى موضوع حيا ، چيزى به چشم نمى خورد . ٤ . حيا ، عبارت است از انقباض نفس از چيزى و ترك كردن آن به خاطر ترس از سرزنش شدن . [٢] در اين تعريف نيز به مسئله انقباض روانى اشاره شده و علّت آن ، ترس از سرزنش مردم دانسته شده ولى به اين نكته كه موضوع حيا چيست يا چه ويژگى هايى دارد ، اشاره نشده است . ٥ . حيا ، خصلتى است كه انسان را بر ترك كردن فعل قبيح و جلوگيرى از كوتاهى كردن در حقّ ديگران بر مى انگيزد . [٣] در اين تعريف ، به جنبه بازدارندگى اشاره شده و به يكى از مصاديق آن نيز تصريح شده است . ٦ . حيا ، دگرگونى حال و حالت انكسار (تأثّر) درونى است كه انسان به جهت ترس از آنچه مايه سرزنش است ، دچار آن مى شود . [٤] در اين تعريف ، از چيزى به نام انكسار يا شكستگى روانى ياد شده است . شايد اين ، همان چيزى باشد كه در روان شناسى از آن با عنوان «فروريختگى
[١] مصباح الشريعة ، ص ٥١٠ .[٢] نضرة النعيم ، ج ٥ ، ص ١٧٩٥ (به نقل از : التعريفات ، ص ٤٩ ؛ التوقيف على مهمّات التعاريف ، ص ١٥٠) .[٣] همان ، ص ١٧٩٧ (به نقل از : رياض الصالحين ، ص ٢٧٢ ؛ الفتح ، ج ١ ، ص ٥٢ ؛ دليل الفاتحين ، ج ٣ ، ص ١٥٨) .[٤] همان ، ص ١٧٩٦ (به نقل از : الفتح ، ج ١ ، ص ٥٢ ؛ فضل اللّه الصمد ، ج ٢ ، ص ٥٤) .