پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٧
حوائج نيازمندان ، همگى از كارهاى شايسته اى هستند كه بايد انسان آنها را انجام دهد و امام صادق عليه السلام انجام دادن آنها را از فوايد حيا مى داند . در ادامه حديث ، حضرت تصريح مى كند :
.ولَم يُتَحَرَّ الجَميلُ ولَم يُتَنَكَّبِ القَبيحُ في شَيءٍ مَنَ الأَشياءِ .
.[ اگر حيا نباشد] هيچ كار زيبايى انجام نمى شود و هيچ كار زشتى ترك نمى شود . [١]
بنا بر اين ، حيا ، هم بازدارنده است و هم وا دارنده . شايد اين سؤال مطرح شود كه اگر حيا يكى از عوامل مهاركننده است ، وا دارندگى آن به چه معنا خواهد بود ؟ پاسخ اين است كه موقعيت قبيح (نابه هنجار) ، دو گونه است : يا انجام دادن حرام است و يا ترك واجب . ازاين رو نفس انسان يا مايل به انجام دادن حرام است و يا ترك واجب كه در مجموع ، فعل قبيح ناميده مى شود . حال اگر اين حالت نفس مهار شود ، بدين معنا خواهد بود كه واجب انجام شود و حرام ترك گردد . پس مهار كردن و خودنگهدارى در مرحله نفس صورت مى گيرد و باز دارندگى و وا دارندگى مربوط به مرحله عمل است .
آيا كاركرد حيا محدود به قلمروى خاص است ؟
سؤال اين است كه آيا كاركرد كنترل كنندگى حيا محدود به قلمروى خاص است يا حيا در تمام زمينه ها مى تواند نقش آفرين باشد ؟ با مطالعه اين كتاب ، خواهيد ديد كه حيا فتى است فراگير كه محدود به قلمرو خاصّى نيست . توضيحْ اين كه برخى صفات ، مربوط به قلمروى خاص هستند . مثلاً عفّت در قلمرو شهوت است . شهوت با همان مفهوم وسيعى كه در روايات دارد ، [٢] قلمرو عفّت است . البته نمى گوييم قلمرو شهوت ، فقط براى عفّت است
[١] بحار الأنوار ، ج ٣ ، ص ٨١ .[٢] در روايات ، شهوت ، معناى عامى دارد كه به هر خواست انسان اطلاق مى شود . يكى از انواع آن ، غريزه جنسى است و ديگرى شهوت خوردن . به همين جهت ، در روايات مربوط به عفّت ، هم از عفّت بطن صحبت شده و هم از عفّت فرْج . (ر . ك : ميزان الحكمة ، عنوان «العفة»)