پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٦٨
يكديگر گسترش يابد ، قلمرو جرم ، كاهش مى يابد و هر چه دامنه شناختْ كمتر شود ، قلمرو جرم ، افزايش مى يابد . بنا بر اين ، گم نامى در محلّه ها و شهرها ، شرم افراد را كاهش مى دهد و شناخته شدن ، موجب افزايش دامنه شرم افراد از يكديگر مى گردد .
ـ پيمان برادرى
آموزه ديگرى كه در الگوى دينى شهرنشينى تأثيرگذار است ، مسئله برادرى ميان اهل ايمان است . اسلام ، همه اهل ايمان را «برادر» يكديگر خوانده است . رسول خدا ، وقتى نخستين شهر اسلامى را بنياد نهاد ، ميان اهل ايمان ، پيمان برادرى برقرار نمود . يثرب ، پس از ورود رسول خدا ، به شهر ديگرى تبديل شد و تركيب جمعيتى آن تغيير كرد . بخشى از ساكنان اين شهر جديد را «مهاجران» تشكيل مى دادند . همان گونه كه قبلاً توضيح داديم ، پديده مهاجرت ، هميشه براى شهرها يك فاجعه خوانده شده است . غالبا مهاجران از آن جا كه در محيطى غير بومى قرار گرفته و گم نام اند ، بيشتر به فساد ، و بزه روى مى آورند ؛ امّا اين اتفاق در شهر مدينه رخ نداد . زيرا ميان تمام شهروندان ، چه مهاجر و چه انصار ، پيوند برادرى برقرار شد . با اين پيوند ، گروه مهاجر در بدنه اصلى شهر (يعنى انصار) ادغام شدند . اگر مهاجران ، به هر دليلى از سوى ساكنان اصلى يك شهر مورد پذيرش قرار نگيرند و به عنوان عضو زايد و تحميلى خوانده شوند ، اين امر مى تواند آسيب هاى اجتماعى بى شمارى را در پى داشته باشد . آرى ! در صدر اسلام ، اعلام پيمان برادرى ميان اهل ايمان ، مهاجران را به شهروندان پيشين مدينه پيوند زد و آنان را در بدنه اصلى شهر ، ادغام نمود . البته پيامد فرهنگ برادرى ، فقط محدود به پيوند مهاجران با شهروندان نمى شود ؛ بلكه خودِ شهروندان را نيز به يكديگر نزديك تر و آشناتر مى كند . مهمْ اين است كه اين فرهنگ ، آحاد شهروندان را به هم پيوند مى زند و غريبى و گم نامى را از ميان مى برد . در اين فرهنگ ، غربت و گم نامى عنوانى ناشناخته است . اگر اين