پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٣٠
مى فرمايد :
.مِن تَمامِ المُرُوَّةِ أن تَستَحيِيَ مِن نَفسِكَ . [١]
.از درجات نهايى مردانگى آن است كه از خودت شرم كنى .
در محضر حجّت هاى الهى
حضور ديگر ، حضور حجّت هاى الهى است . همان گونه كه در جاى خود بحث شد ، [٢] حجّت هاى الهى نيز بر تمام رفتارهاى انسان نظارت دارند و از آنها آگاه مى شوند . اگر اين حقيقت به خوبى شناخته شود و اگر مقام باعظمت حجّت هاى الهى ـ آن چنان كه شايسته است ـ درك شود ، به هنگام نياز (يعنى به وقت خلوت) مى توان با فراخوانى اين حقيقت ، خلوت را به محضر حجّت هاى الهى تبديل كرد كه حتّى مى تواند قوى تر و مؤثّرتر از حضور مردم باشد . البتّه توجّه ما ، موجب حضور حجّت هاى الهى نمى شود ؛ چرا كه حجّت هاى الهى همواره حضور دارند ؛ بلكه توجّه به حضور آنان ، تصوّر ما را از موقعيت موجود ، تصحيح مى كند . شبيه اين است كه انسان ، وقتى چشم خود را باز مى كند ، آنچه را كه نمى ديده ، مى بيند ، نه اين كه آنچه را نبوده ، هست كند . همان گونه كه چشم باز كردن به معناى «هست كردن نيست ها» نيست ، بلكه به معناى «ديدن هست ها»ست ، توجّه به حضور حجّت هاى الهى نيز به معناى «هست كردن حضور آنان» نيست ؛ بلكه به معناى «درك حضور آنان» است . اگر اين حضور دائمى درك شود ، ديگر خلوتى باقى نمى ماند تا به گناه ، آلوده شود . كسانى خلوت را محلّ امن گناه مى دانند كه به حضور و نظارت حجّت هاى الهى باور ندارند . امام سجّاد عليه السلام ، حكايتى را نقل مى كند كه نشان مى دهد توجّه نداشتن به
[١] همان ، ح ٩٣٤١ ؛ عيون الحكم والمواعظ ، ص ٤٧٢ (ح ٨٦٥٨) .[٢] ر . ك : بخش اول ، فصل سوم : ناظرها و انواع نظارت .