پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٩٢
مرتبه اى از مراتب حيا به چه ميزان رشد ، نياز دارد . يافتن اين فرمول ، برنامه ريزى براى پيشرفت در مراتب حيا را آسان تر مى سازد . براى روشن شدن رابطه ميان اين دو بحث ، به چند نكته بايد توجّه كرد . يكى اين كه لازم است به يك تقسيم بندى در درون انواع نظارت ها توجّه كنيم . نظارت هاى پنج گانه ، از يك جهت به دو بخش تقسيم مى شوند : «نظارت محسوس» و «نظارت نامحسوس» . به بيان ديگر ، دو گونه ناظر وجود دارد : ناظرهاى مرئى و ناظرهاى نامرئى . مردم ، ناظر مرئى اند و نظارت آنان ، محسوس است . بقيه ناظرها (يعنى خود فرد ، فرشتگان ، حجّت هاى الهى و خداوند) ناظرهاى نامرئى اند و نظارت آنان ، نامحسوس است . نكته دوم ، اين كه براى برانگيختگى حيا ، وجود ناظر كافى نيست ؛ بلكه بايد وجود ناظر توسط فرد ، درك شود . بدون درك حضور ناظر ، برانگيختگى حيا ممكن نيست . حال اگر به اين نكته توجّه كنيم كه ناظرها متفاوت اند ، درخواهيم يافت كه ظاهرا درك هر يك از ناظرها به رشدى خاص نياز دارد . [١] مثلاً براى درك نظارت مردم ، داشتن دركى كه در مرحله رشد حسّى است ، كافى به نظر مى رسد . در مرتبه بعد ، حيا از خود قرار مى گيرد . در ميان ناظران نامرئى ، احتمالاً «خودِ» انسان ، راحت تر قابل درك باشد ؛ زيرا ظاهرا درك يك نامرئى در درون خود انسان ، راحت تر از درك يك نامرئى در خارج از وجود اوست . پس از آن ، حجّت هاى الهى قرار دارند . احتمالاً درك اين قِسم ، راحت تر از دو قِسم باقى مانده (فرشتگان و خداوند) باشد ؛ زيرا حجّت هاى الهى از جنس بشرند و لذا درك آنها نسبت به دو قسمِ باقى مانده نياز به رشد كمترى دارد ، هر چند نسبت به دو قِسم گذشته ، به رشد بيشترى نياز دارد .
[١] البته اين بحث ، نيازمند تحقيقى علمى است و ما در اين جا ، آن را تنها به عنوان يك فرضيه مطرح مى كنيم .