پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٦
برود ، ميزان حياى از وى نيز بيشتر مى شود و از اين رو ، مقدار حيايى كه شخص از يك فرد غريبه دارد ، با حيايى كه از پدر ، مادر ، معلّم ، عالم دينى و يا اولياى الهى دارد ، متفاوت است . از آن جا كه حرمت فرد ناظر نيز از عوامل اساسى در حياى از ناظر است ، در مواردى كه پيشوايان دينى صحبت از نظارت فرشتگان كرده اند و قصدشان بر اين بوده كه حياى مردم را نسبت به آنان برانگيزانند ، از آنان به «فرشتگان كِرام (ارجمند)» تعبير كرده اند [١] و از مردم خواسته اند تا آنان را « تكريم » كنند (يعنى ارج نهند و بزرگ شمارند) . [٢] مسلّم است كسى كه كريم دانسته نشود ، شايسته تكريم نيز دانسته نمى شود و قطعا از او شرم نيز نخواهد شد . همچنين از امام على عليه السلام نقل شده كه هر كس از خودش حيا نكند ، براى خود ارزش قائل نيست . [٣] اين نشان مى دهد كه انسان از كسى حيا مى كند كه براى او ارزش و احترام قائل باشد و اگر از او شرم نكرد ، معلوم مى شود كه ارزشى براى وى قائل نبوده و بى حرمتى نسبت به وى را جايز شمرده است . به همين جهت ، در پاره اى از روايات آمده كه هر كس بداند خداوندْ او را مى بيند و با اين حال ، در محضر او معصيت كند ، در حقيقت ، خداوند را خوارترينِ ناظرها دانسته است . [٤] در اين دسته از روايات ، اولاً مسئله «درك نظارت» خدا آمده است و ثانيا تصريح شده كه نگه نداشتن حيا در برابر خداوند ، نشانه بى ارزش دانستن خداوند است .
حيا ، خودْتنظيمىِ بدون ترس و طمع
ويژگى اى كه ركن نظارت به حيا مى دهد ، آن است كه آن را به خودْتنظيمى
[١] ر . ك : بحار الأنوار ، ج ٧١ ، ص ١٨٤ ؛ الدرّ المنثور ، ج ٦ ، ص ٢١٣ ؛ كنز العمّال ، ج ٤ ، ص ٣١٥ (ح ١٠٦٧٤) .[٢] سنن الترمذى ، ج ٥ ، ص ١١٢ (ح ٢٨٠٠) ؛ الدرّ المنثور ، ج ٦ ، ص ٢١٣ .[٣] شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج ٢٠ ، ص ٢٦٥ .[٤] ر . ك : الكافى ، ج ٢ ، ص ٦٨ ؛ ثواب الأعمال ، ص ١٤٧ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٠ ، ص ٣٥٥ و ٣٨٦ و ج ٧٨ ، ص ٩٢ .