پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٤٠
بنا بر اين ، مهار كردن نفس ، نشانه قدرتمندى است و همان گونه كه پيش از اين يادآور شديم ، حيا يكى از اقسام مهار كردن نفس است . بنا بر اين ، انسانِ باحيا ، گذشته از ويژگى هايى كه دارد ، انسانى است قوى و توانمند در برابر وسوسه هاى نفس .
٢ . فعل قبيح (نابه هنجار)
دومين مفهومى كه بايد مورد بررسى قرار گيرد ، «فعل قبيح» است . حيا هنگامى برانگيخته مى شود كه پاى فعلى نابه هنجار در كار باشد . وقتى كسى در وضعيتى قرار گيرد كه زمينه كار نابه هنجار آماده است و ممكن است نسبت به آن اقدام كند ، موقعيت حيا پيش مى آيد . در چنين موقعيتى است كه يا فرد ، حيا مى كند و دست از آن كار مى كشد و يا حيا نمى كند و مرتكب آن مى شود ؛ ولى اگر صحبت از فعل نابه هنجار نباشد و زمينه اى براى آن فراهم نشده باشد ، حيا نيز موضوعيتى نخواهد داشت . بنا بر اين ، بدون فعل نابه هنجار ، حيا وجود نخواهد داشت . كار نابه هنجار هم مى تواند به شكل «انجام دادن» باشد و هم به شكل «تَرك» . همان گونه كه ممكن است انجام دادن يك كار زشت ، نابه هنجار شمرده شود ، ممكن است انجام ندادن يك كار خوب نيز نابه هنجار شمرده شود . ازاين رو ، گاهى به جهت انجام دادن كارى كه نبايد انجام مى داديم ، شرمنده مى شويم ، و گاهى به جهت ترك كارى كه بايد انجام مى داديم ، شرمنده مى شويم . مثلاً اگر قول انجام دادن كارى را به كسى داده باشيم و به هر جهت ، موفّق به انجام دادن آن نشويم ، به خاطر «كارى كه نكرده ايم» ، شرمنده مى شويم . ويا اگر غيبت كسى را كرده باشيم ، از «كارى كه كرده ايم» شرمگين مى شويم . بنا بر اين ، مراد از «فعل نابه هنجار» فقط انجام دادن يك كار زشت نيست ، بلكه