پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٥٢
.لايَستَحيي مِنَ اللّه ِ ولا يَذكُرُهُ . [١]
.نه از خدا شرم مى كند و نه او را ياد مى كند .
٢ . تكرار
فرد باحيا نسبت به تكرار قبيح ، حسّاس است و تجربه متعدّد فعل قبيح ، مى تواند به بى حيايى منجر شود . ممكن است فرد باحيا ، به جهت غفلت يا لغزش ، مرتكب فعل قبيح شود . گرچه در مرتبه اوّل ، اين كار همراه با شرمندگى و سرافكندگى خواهد بود ، امّا اگر تكرار گردد ، سبب از ميان رفتن قبح آن كار مى گردد و هنگامى كه قبح عملى از ميان برود ، دليلى براى شرم ، وجود ندارد . به همين جهت ، على عليه السلام مى فرمايد :
.قَد كَثُرَ القَبيحُ حَتّى قَلَّ الحَياءُ مِنهُ . [٢]
.به تحقيق قبيح ، افزايش يافت تا آن جا كه حيا كردن از آن كاهش يافت .
.همچنين در سخن ديگرى مى فرمايد : مَن كَثُرَ خَطاءُهُ قَلَّ حَياءُهُ . [٣]
.خطاكارىِ هركس زياد شود ، حياى او كاهش مى يابد .
جالبْ اين كه ايشان ، علّت افزايش خطا را نيز در پُرحرفى دانسته است . پُرحرفى ، منجر به افزايش اشتباه مى شود و افزايش اشتباه ، منجر به كاهش حيا :
.مَن كَثُرَ كَلامُهُ ، كَثُرَ خَطَؤُهُ . [٤]
.هر كس زياد حرف بزند ، زياد اشتباه مى كند .
به هر جهت ، تجربه كار قبيح ، مى تواند حيا را كاهش دهد . كار قبيح ، تا وقتى
[١] تحف العقول ، ص ١٩ ؛ بحار الأنوار ، ج ١ ، ص ١١٩ .[٢] غررالحكم ودررالكلم ، ح ٦٧١٠ .[٣] نهج البلاغه ، حكمت ٣٤٩ ؛ تحف العقول ، ص ٨٩ و ٩٩ ؛ روضة الواعظين ، ص ٤٦٩ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٧ ، ص ٢٨٦ .[٤] همانجا .