پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٤٨
به آنچه انجام داده ، افتخار هم بكند . به همين جهت ، رسول خدا ، افتخار كردن به گناه را بدتر از خودِ گناه دانسته است . {-١-}
١٠ . بشارت دادن به خطا
يكى ديگر از ويژگى هاى بى حيايى اين است كه كار قبيح را مايه بشارت بدانند . بشارت و مژده ، مربوط به جايى است كه چيز ارزشمندى به دست آمده باشد و يا در حال به دست آمدن باشد . حال ، اگر كسى كار خطايى انجام دهد و به ديگران بشارت دهد كه توانايى چنين كارى را پيدا كرده است ، اين ، نهايت بى شرمى اوست ؛ چرا كه نه تنها از انجام دادن آن شرم نكرده و پس از عمل ، شرمنده نشده ، و نه تنها آن را يك كار عادى ندانسته ، بلكه چنان ارزشى براى آن قائل شده كه آن را سزاوار بشارت دادن دانسته است( !) .
١١ . اصرار بر گناه و تكرار آن
يكى ديگر از ويژگى هاى بى حيايى ، اصرار بر فعل قبيح است . كه به معناى پشيمان نشدن از گناه و تكرار آن است . قرآن كريم ، كسانى را كه نسبت به كردار زشت ، حسّاس اند و پس از انجام دادن آن ، پشيمان مى شوند و تكرار نمى كنند ، ستوده است : وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَـحِشَةً أَوْظَـلَمُواْ أَنفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ؛ [٢] و آنها كه وقتى مرتكب عمل زشتى شوند و يا به خود ستم كنند ، به ياد خدا مى افتند و براى گناهان خود طلب آمرزش مى كنند . و كيست جز خدا كه گناهان را ببخشد و بر گناه ، اصرار نمى ورزند با اين كه مى دانند .
[١] ر .ك : مستدرك الوسائل ، ج ١١ ، ص ٣٤٩ (ح ١٣٢٢٢) .[٢] آل عمران ، آيه ١٣٥ .[٣] الكافى ، ج ٨ ، ص ١٠ .