پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣١٠
مى دهد كه در پرسش ، جاى حيا و شرم نيست و حيا كردن در اين گونه امور ، چيزى جز كم رويى نيست . گذشته از «آموختن» و «پرسيدن» ، مسئله ديگر ، ندانستن پاسخ پرسش هاى ديگران است . گاهى انسان چيزى را نمى داند ، كه بايد ياد بگيرد و شرم نكند ، و گاهى بايد چيزى را از كسى بپرسد و شرم نكند ؛ امّا گاهى از كسى سؤالى پرسيده مى شود كه پاسخ آن را نمى داند . در چنين مواردى ، واكنش افراد ، متفاوت است . ممكن است كسى پاسخ ندادن را قبيحْ ارزيابى كند و در اين صورت ، به نوعى پاسخ دهد ، هر چند اشتباه باشد . اين ، حاكى از كم رويى است . افراد كم رويى كه دچار خود برتربينى هستند ، نمى توانند بگويند « نمى دانم » و لذا به پاسخ سازى روى آورده ، به نوعى پاسخ مى دهند ، حتّى اگر نادرست باشد . از ديدگاه اينان ، پاسخ ندادن ، مايه ننگ است و پاسخ اشتباه را به پاسخ ندادن ترجيح مى دهند . اين امر ، حتّى مى تواند موجب پيدايش مكتب هاى خودساخته شود . كسى كه پاسخ پرسش هاى دينى مردم را نمى داند و از فراگرفتن آن و يا اعلام ندانستن آن شرم مى كند ، به ناچار ، پاسخى مى آفريند و بدين سان ، يك مكتب جديد شكل مى گيرد . امام صادق عليه السلامبا اشاره به عالم نماها مى فرمايد كه گاهى سؤالى از احكام دين از اين گروه مى شود و آنان ، پاسخ صحيح آن را نمى دانند و از اين كه مردم ، آنان را نادان به شمار آورند ، خجالت مى كشند و خوش ندارند كه پاسخ ندهند تا مردم ، آن را از معدن آن بپرسند و به همين دليل ، در دين خدا ، رو به قياس و رأى خودشان مى آورند و بدين وسيله ، آثار برجاى مانده از رسول خدا را ترك مى كنند و به بدعت ، نزديك مى شوند :
.... كَما يَظُنُّ هؤُلاءِ الَّذينَ يَدَّعونَ أنَّهُم عُلَماءُ و فُقَهاءُ وأنَّهُم قَد اُوتوا جَميعَ الفِقهِ وَالعِلمِ فِي الدّينِ مِمّا يَحتاجُ هذِهِ الأُمَّةُ إلَيهِ ، وصَحَّ ذلِكَ لَهُم عَن رَسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آلهوعَلِموهُ وحَفِظوهُ ولَيسَ كُلُّ عِلمِ رَسوِل اللّه ِ صلى الله عليه و آلهعَلِموهُ ولا صارَ إلَيهِم عَن رَسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ولاعَرَفوهُ . وذلِكَ