پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٩٧
برخى از اين موارد مى پردازيم : ١ . گاهى انسان با كسانى مواجه مى شود كه آنان را نمى شناسد . ادب اسلامى در اين است كه در چنين وضعيتى ، نخستْ افراد به يكديگر سلام كنند و سپس با هم آشنا شوند . مثلاً نام يكديگر را بپرسند و از شغل هم باخبر شوند و بدانند هر يك اهل چه منطقه اى هستند و چيزهايى از اين قبيل . اين كار ، آرام آرام ، لايه ها و پرده هاى غريبى و نا آشنايى را كنار مى زند و بدين طريق ، سبب آشنايى را فراهم مى كند . ممكن است مدّت همراهى كوتاه باشد ؛ ولى اين ، نبايد بر فرايند آشنا شدن ، تأثير منفى بگذارد . آشنا شدن ، متوقّف بر همراهى طولانى مدّت نيست . گاهى ممكن است دو نفر در يك صف با هم برخورد كنند و يا با هم همسفر باشند و يا در يك مكان عمومى يكديگر را ببينند و ... . در هر صورت ، آنان مى توانند آن گونه كه بيان شد ، با هم ارتباط برقرار كنند . افراد كم رو ، از انجام دادن چنين كارى عاجزند . آنان نمى توانند بابِ گفتگو را باز كنند و با فرد مقابل ، آشنا شده ، هم صحبت گردند . ناآشنايى ، آن چنان ديوار بزرگ و سختى به نظرشان مى آيد كه توان شكستن آن را ندارند . روزى رسول خدا براى اصحاب خود از ناتوانى سخن مى گفت . دومين نوع عجز كه ايشان برشمرد ، اين بود :
.الثّانِيَةُ أن يَصحَبَ الرَّجُلُ مِنكُمُ الرَّجُلَ أو يُجالِسَهُ يُحِبُّ أن يَعلَمَ مَن هُوَ و مِن أينَ هُوَ فَيُفارِقَهُ قَبلَ أن يَعلَمَ ذلِكَ . [١]
.قِسم دوم ، آن است كه كسى با كسى همراه شود و يا همنشين گردد و دوست داشته باشد بداند او كيست و اهل كجاست ؛ ولى قبل از آن كه بداند ، از او جدا شود .
گاهى فرد كم رو ، نسبت به طرف مقابل خود ، احساس علاقه و كشش درونى
[١] الكافى ، ج ٢ ، ص ٦٧١ ؛ مسائل على بن جعفر ، ص ٣٢٩ .