پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٩٣
باشد كه از نفسى ضعيف و عاجز برخوردار است ، كاركرد منفى خواهد داشت و به عاملى براى ارتكاب زشتى ها و جلوگيرى از پاكى ها و خوبى ها تبديل مى شود . بنا بر اين ، اگر حيا در كنار ناتوانى قرار گيرد ، كم رويى توليد مى شود . رسول خدا در اين باره مى فرمايد :
.الحَياءُ عَلى وَجهَينِ : فَمِنهُ ضَعفٌ ، ومِنهُ قُوَّةٌ وإسلامٌ و إيمانٌ . [١]
.حيا بر دو گونه است : يكى [ حياى] ضعف است و ديگرى [ حياى ]قدرت و اسلام و ايمان .
ضعف نفس و ناتوانى انسان ، عامل تسليم شدن و كوتاه آمدن است و انسان كم رو در برابر نفى و اعتراض ديگران ، كوتاه مى آيد و عقب نشينى مى كند و تسليم خواسته آنان مى شود . اگر حيا را به عنوان نقطه ميانى فرض كنيم ، گذر از آن ، پُررويى و بى شرمى است و عقب ماندن از آن ، كم رويى و خجالتى بودن . اين ، يك اصل است كه هر چيزى حدّى دارد . فراتر از آن ، تجاوزگرى و زياده روى است و فروتر از آن ، عجز و ناتوانى . [٢] به وى تحميل كنند .
[١] الخصال ، ج ١ ، ص ٥٥ (ح ٧٦) ؛ قرب الإسناد ، ص ٢٢ ؛ تحف العقول ، ص ٣٦٠ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٨ ، ص ٢٤٢ .[٢] امام صادق عليه السلام مى فرمايد : «إن لكلّ شى ء حدّا ؛ فإن جاوزه كان سرفا وإن قصر عنه كان عجزا ؛ هر چيزى حدّى دارد كه اگر از آن بگذرد ، اسراف است و اگر كوتاه آيد ، ناتوانى است» . (مستدرك الوسائل ، ج ١٢ ، ص ١٨٨ ؛ نزهة الناظر و تنبيه الخواطر ، ص ١١٤)دولتى كه از مرزهاى سرزمين خود عبور كند و وارد قلمرو ديگران شود ، تجاوزگر و زياده طلب است و اگر از مرزهاى خود عقب نشيند و اجازه دهد ديگران وارد قلمرو او شوند ، عاجز و ناتوان است . حيا نيز همين گونه است . كسى كه در مرز خود مقاومت و از آن دفاع كند ، اهل حياست و اگر از مرز خود بگذرد و وارد قلمرو ديگران شود ، بى حيا و گستاخ است ، و اگر از مرز خود عقب نشيند و اجازه دهد ديگران وارد قلمرو او شوند ، كم رو و خجالتى است . آنچه به وسيله شرع و عرف مشخّص {*} مى شود ، مرز انسانيت انسان است . اگر از آن بگذرد ، بى شرمى است و اگر كوتاه بيايد و عقب بنشيند ، كم رويى است . كم رو ، انسان ناتوانى است كه دست از مرزهاى فرهنگى و عقيدتى خود مى كشد و به ديگران اجازه مى دهد تا عقايد خود را به وى تحميل كنند .