پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٨
حضور و نظارت است . البته حيا ، تك عنصرى نيست و ويژگى هاى ديگرى نيز دارد كه بعدا مطرح خواهد شد ؛ ولى اكنون بحث در اين است كه وجه تمايز و فصل مقوّم حيا چيست ، و همان گونه كه مشاهده كرديد ، مشخّص شد عنصر حضور و نظارت ، وجه تمايز حيا با ديگر صفات است . از نكات مهم اين بخش از تحقيق ـ كه مى تواند براى پژوهشگران اين حوزه جالب باشد ـ اين بود كه يافتن اين نكته ، باب بخش ديگرى از متون دينى را به سوى ماگشود و ارتباط آنها را با موضوع حيا روشن ساخت ؛ مسئله اى كه تا پيش از يافتن اين نكته تصوّر آن هم نمى رفت . اين بخش ، عبارت است از متونى كه مسئله نظارت و رؤيت و آگاهى خداوند از اعمال بشر را بيان مى كنند ، بدون اين كه واژه حيا را داشته باشند . براى يك پژوهش موفّق ، اين نكته مهمّى است كه نبايد به متونى بسنده كرد كه واژه مورد نظر را در بر دارند . يافتن متونى كه در بردارنده محتواى سوژه تحقيق اند ، موفّقيت بزرگى است و اين امر ، در پژوهش حيا اتّفاق افتاد . مثلاً تا پيش از اين تصوّر نمى شد كه آيه شريف «أَلَمْ يَعْلَم بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى» [١] با موضوع حيا رابطه تنگاتنگ داشته باشد ؛ امّا با تحليل ماهيت حيا و پى بردن به وجه تمايز آن ، دريافتيم كه اين آيه شريف ، بدون اين كه از واژه حيا استفاده كرده باشد ، بيانگر حياست . در آغاز رسالت پيامبر اكرم ، هنگامى كه ايشان مورد آزار يكى از مشركان قريش قرار گرفتند ، خداوند ، وى را به حيا فراخواند و فرمود كه آيا نمى داند كه خدا او را مى بيند ؟! توجّه به ديدن خداوند و درك حضور او ، حيا را بر مى انگيزد . در حقيقت ، خداوند پيش از آن كه مردم را به ترس فرا بخوانند ، به حيا فراخوانده است و اين ، جايگاه و اهمّيت حيا را در نظام تربيتى اسلامى مى رساند . ازاين رو ، امام صادق عليه السلاممى فرمايد :
.وَاعلَم أنَّكَ بَينَ يَدَي مَن يَراكَ ولاتَراهُ . [٢]
[١] الاحتجاج ، ج ٢ ، ص ٢٤٢ ؛ بحار الأنوار ، ج ٥ ، ص ٣٢٣ .[٢] علق ، آيه ١٤ : «آيا نمى داند كه خدا او را مى بيند ؟» .[٣] كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ١ ، ص ٣٠٣ ؛ الأمالى ، صدوق ، ص ٣٢٩ ، ح ١٢ ؛ بحار الأنوار ، ج ٨٣ ، ص ١٠ .