پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٧
بشر ، خيال باطل است و آنچه مايه شرم حضرت يوسف عليه السلام شد ، اين بود كه خداوند ، آگاه و ناظر بر اعمال بشر است .
.امام صادق عليه السلام نيز با اشاره به نظارت فرشتگ مَن خَلا بِذَنبٍ فَراقَبَ اللّه َ ـ تَعالى ذِكرُهُ ـ فيهِ وَاستَحيا مِنَ الحَفَظَةِ غَفَرَ اللّه ُ عز و جل لَهُ جَميعَ ذُنوبِهِ و إن كانَت مِثلَ ذُنوبِ الثَّقَلَينِ . [١]
.هر كه در خلوت ، زمينه گناه برايش فراهم شود و خداوند متعال را مراقب خود بداند و از فرشتگان نگهبان ، حيا كند ، خداوند ، همه گناهان او را مى آمرزد ، هر چند به اندازه گناهان جنّ و اِنس باشد .
از ديدگاه امام صادق عليه السلام اساسا فلسفه ناظر قرار دادن فرشتگان ، همين است كه مردم با توجّه به وجود و حضور آنان ، دست از گناه بردارند . [٢] مجموع اين شواهد و قرائن ، اين فرضيه را ثابت مى كند كه از ديدگاه روايات ، فصل مقوِّم و وجه تمايز حيا از ديگر بازدارنده ها ، عنصر « نظارت » است ؛ يعنى آنچه حيا را بر مى انگيزد ، حضور و نظارت ناظر است . معمولاً رفتار ما در جمع ، با رفتار ما در خلوت ، تفاوت مى كند . تفاوت رفتار در خلوت و جلوت ، به جهت تفاوت در حضور و عدم حضور است . آن جا كه تنها باشيم و حضور هيچ كس را حس نكنيم و هيچ چشمى را ناظر رفتار خود ندانيم ، كارهايى را به راحتى انجام مى دهيم كه ممكن است در حضور ديگران ، حاضر به انجام دادن آن نباشيم . اگر در تنهايى و خلوت خود ، آماده انجام دادن كارى شده باشيم كه به نظر نادرست مى آيد و ناگهان متوجّه شويم كسى وارد شده و ناظرى وجود دارد ، دست از آن كار مى كشيم . يا اگر بعدا بفهميم كسى ناظر اعمال ما بوده است ، سرافكنده مى شويم و عرق شرم بر پيشانى ما مى نشيند . لازم نيست شخص ناظر ، انسان قدرتمندى باشد . همين كه ما را بشناسد و نزد او احترام و آبرويى داشته باشيم ، براى برانگيختگى حيا بسنده مى كند . همه اينها نشان مى دهد كه عامل محورى در شكل گيرى حيا ، عنصر
[١] كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ٤ ، ص ٤١١ .[٢] الاحتجاج ، ج ٢ ، ص ٢٤٢ ؛ بحار الأنوار ، ج ٥ ، ص ٣٢٣ .[٣] علق ، آيه ١٤ : «آيا نمى داند كه خدا او را مى بيند ؟» .