پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٤٧
گذشته از اين كه با كامل بودن عيار حياى جامعه ، نهان هاى جامعه مصونيت پيدا مى كنند ، گم نامى هاى جامعه نيز ـ كه ويژه كلانْ شهرهاست ـ مصونيت مى يابند . در جاى خود گفتيم كه الگوى دينى شهرنشينى ، مانع بروز پديده گم نامى است ؛ [١] امّا اگر به هر دليلى پديده گم نامى به وجود آيد ، حياى از خداوند ، مى تواند اين وضعيت را پاك نگه دارد و از آلوده شدن آن جلوگيرى مى كند .
حيا و رعايت حقوق همسايگى
در شهر حيا ، حقوق همسايگان به خوبى رعايت مى شود . مردان حيا ، كوتاهى در حقّ همسايه را قبيح و مايه شرمسارى مى دانند . [٢] به همين جهت ، حيا ، عامل مهمّى در حفظ حقوق همسايگان است . اهل حيا براى همسايه حرمت قائل اند . رسول خدا فرموده است :
.حُرمَةُ الجارِ عَلَى الجارِ كَحُرمَةِ اُمِّهِ . [٣]
.حرمت همسايه بر همسايه ، همانند حرمت مادر اوست .
همان گونه كه انسان هاى باحيا ، براى مادر خود ، احترام قائل اند ، براى همسايه نيز احترام قائل اند . به راستى با حاكميت چنين فرهنگى در يك جامعه ، چه رابطه اى ميان همسايه ها برقرار خواهد شد ؟ در چنين فرهنگى ، هر كار قبيحى ، قبيح است و انجام دادن آن در حقّ هر كسى ، زشت و ناپسند ؛ امّا اگر نسبت به همسايه باشد ، ده بار قبيح تر از است . مثلاً سرقت از خانه همسايه ، قبيح تر از سرقت از ده خانه ديگر است و يا نگاه بد به ناموس همسايه داشتن ،
[١] ر . ك : بخش دوم ، فصل دوم : حيا و گم نامى .[٢] امام صادق عليه السلام مى فرمايد : «أما يستحيى الرجل منكم أن يعرف جاره حقه ولا يعرف حق جاره ؛ آيا هر يك از شما شرم نمى كند از اين كه همسايه اش حقّ او را بشناسد ، ولى او حقّ همسايه اش را نشناسد ؟» . (الكافى ، ج ٢ ، ص ٦٣٥)[٣] الكافى ، ج ٢ ، ص ٦٦٦ ؛ تهذيب الأحكام ، ج ٦ ، ص ١٤١ .