پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٢١
منفعت است . اين نوع رابطه ، هنگام تطميع شدن ، فراخوانى مى شود و هدف آن ، رسيدن به خواسته ها و آرزوهاست و تا وقتى پايدار است كه خواسته هاى فرد ، تأمين شود . به محض اين كه جريان سودرسانى متوقّف گردد ، رابطه نيز قطع مى شود و ناراحتى و شكايت و ناسپاسى و بدگويى از فرد ، آغاز مى شود . همان گونه كه مشهود است ، اين الگو نيز نمى تواند الگوى سالم و پايدارى براى رابطه باشد . هر كدام از اين الگوها ، اگر در روابط اجتماعى حاكم شود ، دو پيامد منفى خواهد داشت : يكى اين كه رابطه ها از صداقت و لطافت برخوردار نيستند ، و ديگرى اين كه دوام و پايدارى ندارند . ارتباط سالم اجتماعى آن است كه صادقانه و پايدار باشد . رابطه مبتنى بر ترس ، ويژه «جامعه بردگان» است و رابطه مبتنى بر طمع ، ويژه «جامعه سوداگران» . امّا در جامعه «كريمان آزاد» و «آزادگان كريم» ، الگوى ديگرى از رابطه وجود دارد كه مبتنى بر حرمت و حياست . الگوى سوم ارتباط ، الگوى حياست . اين الگو ، مبتنى بر حرمت و كرامت انسان ها بوده ، بر پايه احترام و تكريم آنان استوار است . در اين الگو ، نه ترس از ديگرى وجود دارد و نه طمع به وى ؛ بلكه آنچه وجود دارد ، شرم و حياست . در رابطه مبتنى بر حيا ، اگر هيچ تهديدى وجود نداشته باشد و هيچ تطميعى در كار نباشد ، باز هم ارتباط صميمانه و محترمانه اى وجود دارد و فرد از انجام دادن آنچه نازيباست ، شرم كرده ، دست مى كشد . در اين الگو ، فرد از سيطره عواملى چون ترس و طمع ، آزاد است و لذا اين الگو ، ويژه «آزادگان» است و چون بر پايه كرامت و حرمت انسان ها استوار است ، تنها «كريمان» از عهده آن برمى آيند . فضاى جامعه اى كه افراد آن به وسيله رشته هاى شرم و حيا به يكديگر پيوند خورده باشند ، فضاى آزادگى و كرامت است . در چنين جامعه اى ، دوستى ها صميمانه و پايدار ، كريمانه و محترمانه است ؛ چه در حضور باشد و چه در غياب ؛ چه در خلوت باشد و چه در جلوت ؛ چه فرد در موقعيت تهديد باشد و چه در امن و آرامش ؛ و چه به فرد ، سودى برسد و چه نرسد . در هر شرايطى ،