پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٢٠
شكل ديگرى از رابطه مبتنى بر ترس ، آن است كه براى ايمنى از آزار فرد ، با او رابطه برقرار شود . منبع تهديد در شكل اوّل ، شخص ثالث يا شى ء ثالث بود كه براى ايمنى از آن ، برقرارى ارتباط صورت مى گرفت ؛ امّا در اين شكل ، منبع تهديد ، همان فردى است كه با او رابطه برقرار مى شود . برخى افراد ، شرور و آزاررسان هستند و براى ايمنى از آنان ، راهى جز اظهار ارادت و احترام به آنان ، وجود ندارد . اين شكل رابطه نيز نه صادقانه است و نه پايدار ؛ بلكه رابطه اى است مصلحتى و ناپايدار كه به محض پايان يافتن تهديد ، قطع مى شود . رسول خدا ، در اين باره مى فرمايد :
.ألا إنَّ شِرارَ أُمَّتِيَ الَّذينَ يُكرَمونَ مَخافَةَ شَرِّهِم . ألا ومَن أكرَمَهُ النّاسُ اتِّقاءَ شَرِّهِ فَلَيسَ مِنّي . [١]
.آگاه باشيد كه شرورترينِ افراد امّت من ، كسانى هستند كه از ترس آزارشان مورد تكريم قرار مى گيرند . آگاه باشيد هر كس به خاطر ايمنى از شرّش مورد تكريم قرار گيرد ، از من نيست .
كسى بود كه رسول خدا ، او را انسان بدى مى دانست ؛ امّا وقتى خدمت ايشان رسيد ، او را احترام كرد و جاى مناسبى به وى داد . عايشه ـ كه شاهد ماجرا بود و از نظر حضرت نسبت به وى نيز آگاه بود ـ علّت را جويا شد . حضرت ، علّت را ايمن شدن از شرّ او اعلام كرد . [٢] در حديث ديگرى آمده كه بدترينِ مردم ، كسى است كه موجب آزار آنان شود و بدتر از اين ، كسى است كه به خاطر ايمنى از شرّش مورد احترام قرار گيرد . [٣] و امّا در الگوى دوم ، كه الگوى «طمع» باشد ، علت ارتباط ، تأمين نياز و كسب
[١] الخصال ، ج ١ ، ص ١٤ ؛ همچنين ، ر . ك : تحف العقول ، ص ٥٨ ، جامع الأخبار ، شعيرى ، ص ١٥٢ ؛ الموطأ ، ج ٢ ، ص ٩٠٣ ؛ الجامع الصغير ، ج ١ ، ص ٣٤٩ (ح ٢٢٨٣) و ج ٢ ، ص ٧٧ (ح ٤٨٧٩) .[٢] حلية الأولياء : ج ٦ ، ص ٣٣٥ و ج ٤ ، ص ١٩١ ؛ مسند ابن حنبل : ج ٩ ، ص ٤١٦ (ح ٢٤٨٥٢) ؛ صحيح البخارى ، ص ٣٠ .[٣] الاختصاص ، ص ٣٤٣ ؛ مكارم الأخلاق ، ص ٤٣٣ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٥ ، ص ٢٨١ .