پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢١٢
روابط اعضاى خانواده با يكديگر
درباره روابط همسران با يكديگر ، بحث كرديم . اكنون روابط ميان فرزندان و والدين به بحث گذاشته مى شود و آن را از منظر حيا بررسى مى كنيم . همان گونه كه در روابط ميان همسران چنين بود ، در اين جا نيز رابطه مبتنى بر حيا ، بهترين الگوى ارتباطى است . مبناى ترس ، والدين و بخصوص پدر را به عنوان منبع قدرت و شايد ظلم ، مطرح مى كند و مبناى طمع ، آنها را به عنوان منبع تأمين خواسته ؛ امّا مبناى حيا ، والدين را به عنوان انسان هاى دوست داشتنى و كانون عشق و احترام ، معرّفى مى كند . يكى از مسايل ديگر ، اين است كه : چه بايد كرد تا فرزندان باحيايى داشته باشيم ؟ مواردى وجود دارد كه مى تواند در باحيا بودن فرزندان ، مؤثّر باشد . در ادامه به برخى از اين موارد ، اشاره مى كنيم : ١ ـ اين امر از ازدواج و مرحله انعقاد نطفه آغاز مى گردد . بر اساس احاديث ، ازدواج پاك ، يكى از عوامل باحيا شدن فرزند است . فرزندى كه از راه نامشروع متولّد شود ، بى حيا خواهد شد . همچنين فرزندى كه نطفه اش در حال ناپاكى مادر منعقد شده باشد ، بى حيا خواهد بود . [١] گاهى نيز ممكن است شيطان در انعقاد نطفه ، مشاركت كند كه نتيجه آن ، بى شرمى فرزند است . [٢] بنا بر اين ،
[١] رسول خدا فرمود : «من لم يستحى مما قال ومما قيل فيه ، فهو لغير رشدة أو حملت به أمّه على غير طهر ؛ كسى كه از آنچه مى گويد و درباره او گفته مى شود ، شرم نكند ، يا زنازاده است و يا مادرش در حال ناپاكى باردار شده است» . (الفردوس ، ج ٣ ، ص ٦٢٣ ، ح ٥٩٤٧ ؛ المعجم الكبير ، ج ٧ ، ص ٣٧٦ ؛ اُسد الغابة ، ج ٣ ، ص ٦)[٢] رسول خدا فرمود : «إذا رأيتم الرجل لايبالى مما قال ولا ما قيل له ، فإنّه لغية أو شرك شيطان ؛ هرگاه ديديد كسى از آن چه مى گويد و درباره اش مى شود ، باكى ندارد ، يا زنازاده است يا شيطان در نطفه او مشاركت كرده است» (الكافى ، ج ٢ ، ص ٣٢٣) . امام صادق عليه السلام فرمود : «من لم يبال مما قال و ما قيل فيه فهو شرك شيطان ، ومن لم يبال أن يراه الناس مسيئا فهو شرك شيطان ؛ كسى كه از آنچه مى گويد يا درباره اش گفته مى شود ، باكى نداشته باشد ، شيطان ، شريك نطفه او بوده است . و كسى كه باكى ندارد از اين كه مردم ، او را بدكار ببينند ، شيطان ، شريك نطفه او بوده است» (كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ٤ ، ص ٤١٧ ، ح ٥٩٠٩ ؛ الخصال ، ص ٢١٦ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٣ ، ص ٣٥٦) .