پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢١
١١ . حيا ، حصر نفس است به جهت ترس از ارتكاب كارهاى قبيح و براى پرهيز از سرزنش و دشنام مردم . [١] ١٢ . حيا ، ملكه استوارى است كه نفس را به اداى حقوق و ترك قطع رحم و عاقّ والدين بر مى انگيزاند . [٢] اين تعريف نيز به بيان مصاديق حيا بسنده كرده است . ١٣ . حقيقت حيا ، عبارت است از خصلتى كه انسان را بر انجام دادن كار نيك و ترك كار زشت ، برمى انگيزد . [٣] نكته اى كه در اين تعريف آمده ، اين است كه هم حيا را بازدارنده مى داند و هم وا دارنده و اين ، نقطه قوّت اين تعريف است .
جمع بندى
از مجموع تعريف هاى علماى اخلاق چند نكته به دست مى آيد : اوّل اين كه حيا ، هنگام مواجه شدن با يك فعل قبيح رخ مى دهد . دوم اين كه در اين حالت ، روان انسان ، حالت انكسار ، انفعال ، انقباض ، انزجار و انحصار پيدا مى كند . اين حالت ضد باز بودن و علاقه مند بودن است . سوم اين كه اين نوع برانگيختگى در عمل ، هم موجب انجام دادن يك كار است و هم موجب ترك يك كار كه از آن به عنوان تنظيم رفتار ياد مى شود . در برخى تعريف ها، به مصداق هايى از اين فعل و ترك اشاره شده ، كه فقط از باب نمونه است . چهارم اين كه حيا ، زير مجموعه ترس است ؛ زيرا علّت برانگيختگى هنگام مواجهه با يك كار زشت ، يا ترس از سرزنش و نكوهش مردم است ، و يا ترس
[١] همان جا (به نقل از : تهذيب الأخلاق ، ابن مسكويه ، ص ١٧) .[٢] همان جا (به نقل از : دليل الفاتحين ، ج ٣ ، ص ١٥٨) .[٣] همان جا (به نقل از : الآداب الشرعية و المنح المرعية ، ج ٢ ، ص ٢٢٧) .