پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٩٤
داشته باشد ، تقاضاى بردن عروس به خانه است . حضرت على عليه السلام ، خود نقل مى كند كه پس از خواستگارى و انجام دادن كارهاى اوّليه ، يك ماه گذشت و من هر روز در نماز رسول خدا شركت مى كردم و به خانه خود برمى گشتم و درباره به خانه بردن فاطمه عليهاالسلام ، هيچ سخنى نگفتم . در حقيقت ، شرم ، مانع طرح مسئله مى شده است . در اين جا نيز نخست ، زنان رسول خدا و سپس خود حضرت ، دخالت كرده ، كار را به سرانجام مى رسانند . زنان رسول خدا ، متوجّه خواسته حضرت على عليه السلامو شرم وى شدند . از اين رو ، باب گفتگو را با ايشان باز كردند و گفتند : «آيا مى خواهى از رسول خدا بخواهيم كه فاطمه عليهاالسلام را به منزل تو بفرستد ؟» . على عليه السلام نيز با پيشنهاد آنان ، موافقت نمود . آنان نزد پيامبر صلى الله عليه و آلهرفتند و نخست ، از جاى خالى حضرت خديجه عليهاالسلام سخن گفتند و سپس خواسته على عليه السلامرا مطرح كردند . ظاهرا خودِ حضرت نيز همراه آنان بوده است . رسول خدا مى فرمايد : «چرا على همسرش را از من نخواسته است ؟ ما منتظر بوديم» . على عليه السلاممى گويد : «اى رسول خدا ! حيا مرا از اين كار ، باز داشت» . [١] در كارى كه ممكن است اقدام خود شخص با شرم و حيا همراه باشد ، از واسطه استفاده مى گردد . براى انسان باحيايى چون حضرت على عليه السلام ، رو در رو شدن با كسى همچون رسول خدا ـ كه با همه عظمتش اكنون پدر همسر او نيز شده بود ـ كارى بس دشوار و سخت بود . شايد اگر رسول خدا پدر همسرش نمى بود ، راحت تر مى توانست اين موضوع را با ايشان در ميان بگذارد ؛ امّا به هر حال ، اكنون ، حيا مانع رو در رو شدن و تقاضاى مستقيم كردن بود . شيوه اى كه در چنين مواردى به كار گرفته مى شود ، «استفاده از واسطه» است . پس از اين جريان ، مقدّمات مراسم عروسى آماده شد و طعامى به عنوان وليمه عروسى طبخ گرديد . پيامبر اكرم به على عليه السلام فرمود : «به مسجد برو و هر
[١] الأمالى ، طوسى ، ص ٤١ ؛ بحار الأنوار ، ج ٤٣ ، ص ٩٥ .[٢] الأمالى ، طوسى ، ص ٤٣ ؛ بحار الأنوار ، ج ٤٣ ، ص ٩٦ .[٣] بحار الأنوار ، ج ٧٢ ، ص ٢٥٨ .[٤] ر . ك : كشف الغمّة ، ج ١ ، ص ٣٧٥ ؛ السنن الكبرى ، ج ٥ ، ص ١٤٣ ؛ بحار الأنوار ، ج ٤٣ ، ص ١٣٨ .