پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٩٢
است . در اين قبيل امور ، معمولاً بزرگ ترها پيش قدم شده ، به كمك عروس و داماد مى آيند . صحبت كردن درباره اين موضوع ، براى بزرگ ترها ساده تر است ؛ زيرا اولاً آنان براى كس ديگرى خواستگارى مى كنند و ثانيا آنان ، خود از اين تجربه ها داشته اند و اين اوّلين بار نيست كه در چنين مراسمى شركت مى كنند . تكرار تجربه ، باعث كاهش حيا مى شود . شخص داماد از اين جهت كه تجربه اوّل او و اوّلين نقطه آغاز زندگى اوست و از طرفى ، پاى ارتباط زناشويى نيز در ميان است ، معمولاً دچار شرم و حياى شديد مى شود . كسانى كه براى ازدواج دوم به بعد به خواستگارى مى روند ، احتمالاً كمتر دچار شرم و حيا مى شوند ؛ زيرا هم تجربه خواستگارى را دارند و هم تجربه زناشويى را ، و اين ، ميزان حيا را كاهش مى دهد . در روايتى آمده است كه تجربه هاى زناشويى ، به ترتيب ، حياى زن را كاهش مى دهد . [١] به نظر مى رسد اين امر در مورد مردان نيز صادق است . مقايسه ميزان حياى مردان از خواستگارى تا تولّد فرزند ، مى تواند بيانگر تفاوت در مراحل مختلف باشد . به هر حال ، هنگام خواستگارى ، فشار شرم ، بيشتر از هر زمان ديگرى است . اين وضعيت براى كسانى كه خود بايد اقدام كنند ، دشوارتر است . حضرت على عليه السلاماز كسانى است كه والدين او هنگام خواستگارى اش حضور نداشتند . ايشان ، پيش از اين كه ديگران ، باب سخن را بگشايند و او را نسبت به ازدواج با دختر رسول خدا تشويق كنند ، خود ، اقدامى نكرد و تنها پس از پيش دستى ديگران بود كه تصميم گرفت نسبت به خواستگارى حضرت زهرا عليهاالسلاماقدام نمايد . لذا بدين منظور ، تا سه بار نزد رسول خدا رفت و هر بار به خاطر مقام باعظمت حضرت ، از طرح خواسته خود ، شرم كرد و نتوانست سخنى بر زبان جارى سازد . در مرتبه سوم ، رسول خدا به كمك ايشان آمد و فرمود : «گويا
[١] ر . ك : بخش اوّل ، فصل ششم : حيا و جنسيت .[٢] ر .ك : شرح الأخبار ، ج ٢ ، ص ٣٥٥ ؛ إعلام الورى ، ص ١٦٠ ؛ بحار الأنوار ، ج ١٩ ، ص ١١٢ .[٣] مقاتل الطالبيين ، ص ١٢٢ ؛ كشف الغمّة ، ج ٢ ، ص ٢٠٢ ؛ بحار الأنوار ، ج ٤٤ ، ص ١٦٧ .[٤] الأمالى ، طوسى ، ص ٤٠ ، ح ١٣ ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج ٣ ، ص ١٢٧ ؛ بحار الأنوار ، ج ٤٣ ، ص ٩٣ .