پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٨
١ . حيا ، عبارت است از حصر (محصور شدن) نفس و انفعال (درماندگى) آن در ارتكاب حرام هاى شرعى و عقلى و عرفى ، به جهت ترس از سرزنش و نكوهش مردم . [١] در مورد اين تعريف ، چند پرسش محورى وجود دارد : يكى اين كه حالت درونى انسانِ با حيا چيست ؟ ديگرى اين كه موضوع حيا چيست و حيا در مواجهه با چه امورى شكل مى گيرد ؟ و سوم اين كه عامل برانگيزنده حيا كدام است ؟ در محور اوّل آمده كه حيا ، عبارت است از انفعال درونى و محصور شدن روانى . يعنى وقتى شخص باحيا با موضوع حيا مواجه مى شود ، منفعل مى شود و در حصر و تنگنا قرار مى گيرد و در محور دوم ، از امور سه گانه حرام شرعى ، عقلى و عرفى به عنوان امورى ياد شده كه در مواجهه با آنها ، حيا برانگيخته مى شود . و سرانجام اين كه آنچه موجب مى شود انسان از امور سه گانه ياد شده حيا كند ، ترس از سرزنش مردم است . پس در مجموع ، حيا يعنى ترس از سرزنش مردم موجب مى شود كه انسان در مواجهه با امور سه گانه ياد شده ، منفعل شده ، از نظر روانى دچار حصر و تنگنا گردد . ٢ . حيا ، ملكه اى نفسانى است كه موجب انقباض نفس از فعل قبيح [٢] و انزجار آن از كار خلاف ادب مى گردد . اين كار به جهت ترس از سرزنش صورت مى گيرد . [٣] در اين تعريف از واژه انقباض استفاده شده است . روان انسان هنگام مواجهه با امورى كه خوشايند ارزيابى مى شوند ، منبسط (گشوده و باز) مى گردد و در مقابل ، هنگام مواجهه با امورى كه ناخوشايند ارزيابى مى شوند ، منقبض (گرفته و بسته) مى گردد . هنگام حيا ، روان انسان منقبض مى گردد . از اين رو ، در اين تعريف از اين واژه استفاده شده كه بيانگر حقيقت ياد شده است . همچنين از واژه انزجار نيز
[١] جامع السعادات ، ج ٣ ، ص ٤٦ .[٢] تركيب «فعل قبيح (كار زشت)» ، در اين كتاب ، در معنايى معادل اصطلاح روان شناختى «نابه هنجار» به كار رفته است .[٣] بحار الأنوار ، ج ٧١ ، ص ٣٢٩ .