پژوهشي در فرهنگ حيا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٢٣
به عقب كشيده ، منطقه بيشترى را براى ديگران ، آزاد اعلام كرده است . تا پيش از اين ، فلان مردى كه اكنون همكار اين خانم است ، اجازه نداشت خود را با او صميمى بداند و احساس خودمانى بودن داشته باشد ؛ امّا هم اكنون ، چنين حقّى را به خود مى دهد و از سوى زن ، مانعى احساس نمى كند . اين ، يعنى كاهش يافتن قلمرو خصوصى زن و افزايش قلمرو حضور مرد نامحرم . احتمالاً هر چه تعداد همكاران مرد ، كم و كمتر باشد ، اين احساس ، گسترش بيشترى مى يابد و گويا حضور ديگر همكاران ، مانع افزايش ارتباط است . هر چند همه مردان همكار ، به اين زن ، نامحرم اند ؛ ولى افزايش تعداد مردان ، معمولاً محدوده نفوذ آنان را به قلمرو خصوصى زن كاهش مى دهد . حال اگر اين تعداد به حدّاقل برسد ، منطقه نفوذ ، گسترش مى يابد . آخرين مرحله ، رسيدن به مرز خلوت دو نفره است . در اين همكارى ادارى ، احساس صميميت بيشترى به وجود مى آيد و احتمالاً مرد ، اجازه مى يابد كه با زن ، شوخى كند و حتّى وى را با نام كوچك صدا بزند و ... زنان در برخورد با ديگران به تناسب نسبتى كه با آنها دارند ، قلمروهاى متعدّدى را براى خود تعريف مى كنند . اين قلمرو ، اضلاع متعددى دارد كه عبارت اند از : ١ . نوع نگاه ؛ ٢ . نوع صدا كردن ؛ ٣ . حالت صحبت كردن ؛ ٤ . فاصله مرد با او ؛ ٥ . ميزان مجازِ ديدن بدن . مرز اين اضلاع چندگانه نسبت به افراد مختلف ، كاهش يا افزايش مى يابد . زن ، كمترين قلمرو خصوصى را براى همسر خود دارد . پس از آن ، احتمالاً فرزندان ، خصوصا فرزندان دختر ، قرار دارند . سپس ، دوستان هم جنس يا والدين قرار مى گيرند و در نهايت ، بيشترين قلمرو و حريم براى مرد نامحرم است . در برابر مرد نامحرم ، زنان ، بيشترين حريم را براى خود تعريف مى كنند . مرد نامحرم ، اجازه ندارد صميمانه نگاه كند ، صميمانه صدا بزند ، صميمانه