رضايت از زندگي - پسنديده، عباس - الصفحة ٨٨
«آرزوهاى دور و دراز» ياد مى شود . آرزوى دور و دراز ، يعنى آرزوهايى كه از اندازه عمر انسان تجاوز مى كند و دنيا نيز ظرفيت برآوردن آن را ندارد . گفتيم كه اميد براى آن است كه تا زنده هستيم زندگى كنيم ؛ يعنى قلمرو اميد را عمر تعيين مى كند ؛ اما عده اى بر اين باورند كه به اندازه آرزوها بايد زنده بود و زندگى كرد، آرزوهاى انسان نيز هيچ پايانى ندارد، [١] در حالى كه عمر انسان ، محدود است . [٢] اين افراط در آرزوها ، خود يكى از عوامل نارضايتى از زندگى است . به همين جهت ، امام على عليه السلام مى فرمايد :
.مَن كَثُرَ مُناهُ قَلَّ رِضاهُ . [٣]
.هركس آرزوهايش زياد شود ، رضايت او كم مى شود.
ويژگى آرزوى دراز
آرزو كه مى توانست موتور حركت انسان به سوى آينده باشد ، به عاملى جهت ركود و نارضايتى تبديل مى شود . دليل آن را مى توان در چند چيز جستجو كرد كه به آنها اشاره مى گردد:
١ . دست نايافتنى بودن
عمر انسان و ظرفيت پاسخگويى دنيا به خواسته هاى مادى او ، محدود است . اگر خواسته ها و آرزوهاى انسان در همين قلمرو باشد ، دست يافتنى است و مشكلى پيش نخواهد آمد ؛ اما اگر از قلمرو عمر و ظرفيت دنيا فراتر رود ، بديهى است كه
[١] امام على عليه السلام : «الآمال لا تنتهي» (غرر الحكم ، ح٧٢٠٢؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٥٠) ؛ «الأمل لا غاية له» (غرر الحكم ، ح٧٢٠٤؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٣٠) ؛ «أبعد شيء الأمل» (غرر الحكم ، ح٧٢١١؛ عيون الحكم والمواعظ، ص١١٣) ؛ امام رضا عليه السلام : «أبعد الاشياء الامل» (جامع الأحاديث ، ص٢٢٨) .[٢] م امام على عليه السلام : «انما الناس في نفس معدود و أمل ممدود و اجل محدود . فلابد للاجل أن يتناهى و للنفس ان يحصى و للامل أن ينقضى» ، (شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد ، ج٢٠ ، ص٢٨١ ، ح٢٢٣ ؛ ر. ك: الأمالى ، صدوق، ص١٠٨، ح٥ ؛ بحار الأنوار، ج٧٨، ص٧٠) .[٣] غرر الحكم ، ح٧٣٠٤ ؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٤٢٤ .